Bellicose

ˈbeləkoʊs ˈbelɪkəʊs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more bellicose
  • صفت عالی:

    most bellicose

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    آماده به‌جنگ، جنگجو، دعوایی
    • - Hitler's bellicose policy
    • - سیاست جنگ‌گرایانه‌ی هیتلر
    • - He has a bellicose nature.
    • - او خوی ستیزه‌جویی دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bellicose

  1. adjective belligerent
    Synonyms: warlike, hostile, aggressive, pugnacious, battleful, quarrelsome, combative, threatening, argumentative, antagonistic, warring
    Antonyms: calm, easygoing, peaceful, passive, pacific, pacifistic

ارجاع به لغت bellicose

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bellicose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bellicose

لغات نزدیک bellicose

پیشنهاد بهبود معانی