شکل جمع:
benedictionsدعای خیر، نیایش، دعای آمرزش
The ancient text concludes with a solemn benediction, imploring divine favor upon the community.
متن باستانی با دعای خیر رسمی به پایان میرسد که از لطف الهی برای جامعه استدعا میکند.
The priest offered a heartfelt benediction at the close of the service.
کشیش در پایان مراسم دعای آمرزش از صمیم قلب تقدیم کرد.
موهبت، نعمت، برکت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The unexpected rain was a benediction for the parched crops.
باران غیرمنتظره نعمتی برای محصولات خشکشده بود.
The widespread adoption of renewable energy sources could be a significant benediction for global environmental sustainability.
پذیرش گستردهی منابع انرژی تجدیدپذیر میتواند موهبتی مهم برای پایداری زیستمحیطی جهانی باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «benediction» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/benediction