آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

      Built-in

      bɪltˈɪn bɪltˈɪn

      معنی built-in | جمله با built-in

      adjective

      داخلی، توکار، درون ساخته

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      adjective

      ذاتی، درونی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a building with built-in wardrobes

      ساختمانی با کمدهای توکار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد built-in

      1. adjective included
        Synonyms:
        essential implicit inherent integral incorporated inbuilt in-built innate inborn ingrained inbred constitutional deep-seated indwelling part and parcel inseparable congenital
        Antonyms:
        extra added not included

      سوال‌های رایج built-in

      معنی built-in به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «built-in» در زبان فارسی به «داخلی»، «توکار» یا «سرهم‌بندی شده در داخل» ترجمه می‌شود.

      اصطلاح «built-in» به ویژگی یا بخشی از یک شیء، دستگاه یا سیستم اشاره دارد که به طور مستقیم و از پیش در خود آن گنجانده شده و نیازی به نصب یا اضافه کردن جداگانه ندارد. این مفهوم نشان‌دهنده‌ی یکپارچگی و طراحی منسجم است، به طوری که اجزا به صورت طبیعی و از ابتدا با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا کارکردی مشخص را ارائه دهند.

      در لوازم خانگی و تجهیزات، «built-in» معمولاً به محصولاتی مانند اجاق گاز، مایکروویو، یخچال یا قفسه‌هایی گفته می‌شود که در طراحی کلی آشپزخانه یا فضا تعبیه شده‌اند. این نوع طراحی علاوه بر صرفه‌جویی در فضا، به شکل و ظاهر محیط نظم و هماهنگی می‌بخشد و تجربه‌ی کاربری راحت‌تر و منظمی ایجاد می‌کند. از این رو، استفاده از تجهیزات «built-in» در محیط‌های مدرن و مینیمالیستی بسیار محبوب است.

      در فناوری و نرم‌افزار، «built-in» به ویژگی‌ها یا ابزارهایی اشاره دارد که به صورت پیش‌فرض در یک برنامه یا سیستم عامل موجودند و نیازی به نصب افزونه یا نرم‌افزار اضافی ندارند. برای مثال، یک نرم‌افزار ویرایش متن ممکن است یک «built-in spell checker» داشته باشد، یعنی چک‌کننده‌ی املای داخلی که از ابتدا با برنامه ارائه شده و بدون افزودن ابزار جانبی قابل استفاده است.

      از دیدگاه روانشناسی یا استعاری، «built-in» می‌تواند به ویژگی‌های ذاتی یا قابلیت‌های طبیعی افراد اشاره داشته باشد. به عنوان مثال، کسی ممکن است از خلاقیت «built-in» برخوردار باشد، به این معنا که توانایی خلاقانه در او به صورت ذاتی وجود دارد و نیازی به یادگیری یا توسعه‌ی زیاد ندارد. این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که مفهوم «built-in» تنها محدود به اشیاء و ابزارها نیست و می‌تواند به توانایی‌ها و خصوصیات انسان‌ها نیز تعمیم یابد.

      «built-in» نماد یکپارچگی، انسجام و طراحی دقیق است. چه در وسایل خانگی، چه در نرم‌افزار یا خصوصیات فردی، این عبارت بیانگر آن است که یک ویژگی یا بخش به صورت طبیعی و هماهنگ در ساختار اصلی گنجانده شده و به عملکرد بهتر و کاربری راحت‌تر کمک می‌کند. به همین دلیل، وقتی از چیزی به عنوان «built-in» یاد می‌شود، اغلب این حس منتقل می‌شود که این جزء یا ویژگی با دقت و هدفمند طراحی شده و بخشی جدایی‌ناپذیر از کل است.

      ارجاع به لغت built-in

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «built-in» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/built-in

      لغات نزدیک built-in

      • - built in check
      • - built in function
      • - built-in
      • - built-up
      • - buirdly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.