آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۴

    Congenital

    kənˈdʒenətl kənˈdʒenətl

    معنی congenital | جمله با congenital

    adjective

    مادر‌زادی، ارثی، موروثی، ذاتی، خلقتی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    a congenital disease

    بیماری مادرزادی

    a congenital cheerfulness

    نشاط نهادی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد congenital

    1. adjective inborn
      Synonyms:
      natural native innate inborn inherent inherited inbred intrinsic constitutional ingrained complete thorough utter unacquired latent indigenous inveterate connate connatural indwelling
      Antonyms:
      contracted

    سوال‌های رایج congenital

    معنی congenital به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی congenital در زبان فارسی به‌صورت «مادرزادی»، «ارثی» یا «ذاتی و از بدو تولد» ترجمه می‌شود.

    این واژه برای توصیف ویژگی‌ها، شرایط یا ناهنجاری‌هایی به‌کار می‌رود که از زمان تولد وجود دارند و معمولاً ناشی از عوامل ژنتیکی، کروموزومی یا شرایط دوران بارداری هستند. ریشه‌ی congenital از لاتین congenitus گرفته شده است که به معنای «با تولد به وجود آمده» است و مفهوم آن نشان‌دهنده‌ی چیزی است که طبیعی و هم‌زمان با آغاز زندگی وجود دارد.

    در پزشکی، congenital اغلب برای توصیف بیماری‌ها یا ناهنجاری‌های جسمی و ساختاری به‌کار می‌رود. برای مثال، در عبارت congenital heart defect («نقص مادرزادی قلب»)، منظور اختلال یا نقصی است که فرد از زمان تولد با آن مواجه است. شناخت ویژگی‌های congenital اهمیت بالایی دارد، زیرا تشخیص زودهنگام و درمان مناسب می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی و سلامت فرد داشته باشد. این اصطلاح همچنین در مطالعات ژنتیک و تحقیقات پزشکی برای بررسی عوامل ارثی و ژنتیکی کاربرد گسترده‌ای دارد.

    علاوه بر پزشکی، congenital می‌تواند به ویژگی‌های شخصیتی یا رفتاری ذاتی انسان نیز اشاره داشته باشد. برای مثال، گفته می‌شود He has a congenital sense of curiosity («او از بدو تولد حس کنجکاوی ذاتی دارد»). در این کاربرد، واژه تأکید می‌کند که این خصوصیت، نه حاصل آموزش یا تجربه، بلکه بخشی از ساختار طبیعی فرد است. چنین استفاده‌ای، نشان‌دهنده‌ی نگاه گسترده‌ی زبان به مفهوم ذاتی بودن و طبیعی بودن ویژگی‌ها است.

    از دیدگاه علمی و روان‌شناختی، بررسی ویژگی‌های congenital کمک می‌کند تا تفاوت میان آنچه طبیعی و ژنتیکی است و آنچه از طریق محیط و تجربه شکل می‌گیرد، مشخص شود. این تفکیک به محققان و پزشکان امکان می‌دهد تا علل مختلف بیماری‌ها، استعدادها و صفات رفتاری را بهتر تحلیل کنند و راهکارهای مناسب برای مدیریت یا تقویت آن‌ها ارائه دهند.

    از منظر زبان‌شناسی و فرهنگی، congenital نشان‌دهنده‌ی پیوستگی میان ساختار طبیعی و تجربه انسانی است. چه در پزشکی، چه در روان‌شناسی و چه در توصیف شخصیت، این واژه یادآور این واقعیت است که بسیاری از ویژگی‌ها و شرایط انسان، پیش از هر آموزش یا تجربه‌ای در وجود او شکل گرفته‌اند. به همین دلیل، congenital نمادی از ذاتی بودن و اصل طبیعی بسیاری از جنبه‌های زندگی انسان است و در تحلیل علمی و ادبی اهمیت ویژه‌ای دارد.

    ارجاع به لغت congenital

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «congenital» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/congenital

    لغات نزدیک congenital

    • - congener
    • - congenial
    • - congenital
    • - congenitally
    • - conger (eel)
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.