فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Dalliance

ˈdæliəns ˈdæliəns
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    تفریح و بازی از روی هوس‌رانی، طفره
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dalliance

  1. noun dawdling
    Synonyms: dabbling, delay, delaying, dilly-dallying, frittering, frivoling, idling, loafing, loitering, playing, poking, procrastinating, procrastination, puttering, toying, trifling
    Antonyms: hastening, hurrying, push, rush
  2. noun love affair
    Synonyms: affair, a little on the side, amorous play, carrying on, fling, fooling around, frolicking, hanky-panky, messing around, relationship, seduction, toying, working late at office

ارجاع به لغت dalliance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dalliance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/dalliance

لغات نزدیک dalliance

پیشنهاد بهبود معانی