آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

      Equity

      ˈekwəti ˈekwəti

      شکل جمع:

      equities

      معنی equity | جمله با equity

      noun countable uncountable

      اقتصاد ارزش دارایی خالص، ارزش سهام، حقوق صاحبان سهام

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      bonds and equities

      اوراق قرضه و ارزش سهام

      The bank required a minimum amount of equity for the loan to be approved.

      بانک برای تایید این وام حداقل مقدار حقوق صاحبان سهام را الزامی کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      equity financing

      تامین ارزش مالی سهام

      noun uncountable

      ارزش ویژه، ارزش خالص (مربوط به ملک)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      My equity in the house has increased significantly since I purchased it.

      ارزش خالص خانه‌ام از زمانی که آن را خریدم به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

      The couple decided to sell their home to cash out on their equity and downsize.

      این زوج تصمیم گرفتند که خانه‌یشان را بفروشند تا ارزش خالص خود را نقد و کوچک کنند.

      noun uncountable formal

      عدل، عدالت، انصاف، قسط، برابری، یکسان، بی‌طرفی، بی‌غرضی، تساوی حقوق

      to treat friends and strangers with equity

      با دوست و غریبه یکسان رفتار کردن (تبعیض قائل نشدن)

      presenting both sides of an issue with equity

      هر دو سوی قضیه را با بی‌طرفی ارائه دادن

      noun uncountable

      حقوق دادگاه انصاف

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      When traditional laws fail to deliver justice, equity steps in to fill the void.

      وقتی قوانین مرسوم در اجرای عدالت شکست می‌خورند، دادگاه انصاف وارد عمل می‌شود تا خلاء را پر کند.

      Equity seeks to address gaps in justice and promote fairness.

      دادگاه انصاف به‌دنبال رفع اختلافات عدالت و ترویج خوبی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد equity

      1. noun impartiality
        Synonyms:
        fairness justice honesty integrity uprightness reasonableness rectitude righteousness fair play even-handedness nonpartisanship equitableness fair-mindedness disinterestedness justness square deal piece
        Antonyms:
        unfairness partiality bias inequity unjustness
      1. noun money invested in possession
        Synonyms:
        investment capital outlay

      سوال‌های رایج equity

      شکل جمع equity چی میشه؟

      شکل جمع equity در زبان انگلیسی equities است.

      ارجاع به لغت equity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «equity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/equity

      لغات نزدیک equity

      • - equitation
      • - equites
      • - equity
      • - equity capital
      • - equity of redemption
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.