فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fuck Around

fʌk əˈraʊnd fʌk əˈraʊnd
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

شکل نوشتاری دیگر این لغت: fuck about

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb verb - intransitive verb - transitive informal
    کس‌چرخ زدن، کس‌موش چال کردن (تلف کردن زمان برای انجام کارهایی که مهم نیستند)
    • - I don't have time to fuck around, I need to finish this project by tomorrow.
    • - وقت ندارم کس‌چرخ بزنم، باید تا فردا این پروژه رو تمام کنم.
    • - I'm not here to fuck about, I'm here to get the job done.
    • - اینجا نیستم که کس‌موش چال کنم، اینجا هستم تا کار رو انجام بدم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت fuck around

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fuck around» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fuck-around

لغات نزدیک fuck around

پیشنهاد بهبود معانی