آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Innovative

ˈɪnəˌveɪtɪv ˈɪnəvətɪv

صفت تفضیلی:

more innovative

صفت عالی:

most innovative

معنی innovative | جمله با innovative

adjective C1

نوآورانه، مبتکرانه، بدعت‌آمیز، ابداعی

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The company's innovative approach to problem-solving has allowed them to stay ahead of their competitors.

رویکرد نوآورانه‌ی شرکت نسبت به حل مسئله باعث شده که سرآمد رقبایشان باشند.

The innovative technology revolutionized the way we communicate.

تکنولوژی نوآورانه شیوه‌ی برقراری ارتباطمان را تغییر داد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد innovative

  1. adjective creative
    Synonyms:
    original new inventive ingenious contemporary innovational originative newfangled cutting-edge state-of-the-art leading-edge deviceful innovatory breaking new ground avant-garde

لغات هم‌خانواده innovative

سوال‌های رایج innovative

صفت تفضیلی innovative چی میشه؟

صفت تفضیلی innovative در زبان انگلیسی more innovative است.

صفت عالی innovative چی میشه؟

صفت عالی innovative در زبان انگلیسی most innovative است.

ارجاع به لغت innovative

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «innovative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/innovative

لغات نزدیک innovative

پیشنهاد بهبود معانی