Mechanize معنی

  • Verb - transitive
    مکانیره کردن، با ماشین‌آلات و لوازم مکانیکی مجهزکردن، با وسایل مکانیکی کارکردن
  • Verb - transitive
    ماشینی کردن
    • - mechanized agriculture
    • - کشاورزی مکانیزه
    • - We should mechanize our coal mines.
    • - ما باید کان‌های زغال‌سنگ خود را مکانیزه کنیم.
    • - mechanized weapons
    • - جنگ‌افزارهای زرهی و متحرک
    • - The tank is a mechanized weapon.
    • - تانک یک جنگ‌افزار زرهی و متحرک است.
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈmekəˌnaɪz
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈmekənaɪz

مترادف و متضاد mechanize

لغات نزدیک mechanize