آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pearl

      pɜːrl pɜːl

      گذشته‌ی ساده:

      pearled

      شکل سوم:

      pearled

      سوم‌شخص مفرد:

      pearls

      وجه وصفی حال:

      pearling

      شکل جمع:

      pearls

      معنی pearl | جمله با pearl

      noun verb - transitive verb - intransitive adjective adverb

      مروارید، در، لولو، آب مروارید، مردمک چشم، صدف، با مروارید آراستن، صدف‌وار کردن، مرواریدی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a pearl necklace

      گردنبند مروارید

      if a diver is afraid of a whale's jaws, he will never grab ahold of precious pearls

      غواص گر اندیشه کند کام نهنگ / هرگز نکند در گرانمایه به چنگ

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Pearls of dew glistened on the grass.

      دانه‌های مروارید مانند شبنم بر چمن می‌درخشید.

      pearls of wisdom

      گوهرهایی از خرد

      Pearling in the Persian Gulf was thriving.

      صید مروارید در خلیج فارس رونق داشت.

      pearled candy

      آب نبات مروارید شکل (شده)

      Sweat pearled his forehead.

      دانه‌های عرق بر پیشانیش نمایان شد.

      Rain pearled on the windowpane.

      باران همانند مروارید بر شیشه‌ی پنجره نشست.

      pearl buttons

      دکمه‌های صدفی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pearl

      1. noun a concretion in a mollusk shell
        Synonyms:
        jewel gem treasure prize ivory seed nacre orient paragon lustrous off-white margarite cultured pearl baroque-pearl nacre(mother-of-pearl) margaric bone throw something away give something away be unappreciated be misunderstood
      1. noun a droplet
        Synonyms:
        drop bead globule dewdrop raindrop
      1. adjective
        Synonyms:
        pearly lustrous gray-white silver-white blue-gray nacreous mother-of-pearly

      Idioms

      cast pearls before swine

      (مروارید جلو خوک ریختن) چیز ارزشمندی را به کسی که ارزش آن را نمی‌داند دادن، یاسین به گوش خر خواندن

      سوال‌های رایج pearl

      گذشته‌ی ساده pearl چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pearl در زبان انگلیسی pearled است.

      شکل سوم pearl چی میشه؟

      شکل سوم pearl در زبان انگلیسی pearled است.

      شکل جمع pearl چی میشه؟

      شکل جمع pearl در زبان انگلیسی pearls است.

      وجه وصفی حال pearl چی میشه؟

      وجه وصفی حال pearl در زبان انگلیسی pearling است.

      سوم‌شخص مفرد pearl چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pearl در زبان انگلیسی pearls است.

      ارجاع به لغت pearl

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pearl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pearl

      لغات نزدیک pearl

      • - pear
      • - pear-shaped
      • - pearl
      • - pearl ash
      • - pearl barley
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.