آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Pedal

      ˈpedl ˈpedl

      گذشته‌ی ساده:

      pedalled

      شکل سوم:

      pedalled

      سوم‌شخص مفرد:

      pedals

      وجه وصفی حال:

      pedalling

      شکل جمع:

      pedals

      معنی pedal | جمله با pedal

      noun countable B2

      رکاب، پدال (دوچرخه)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The pedals on the stationary bike were adjustable to fit different shoe sizes.

      پدال‌های دوچرخه‌ی ثابت برای تناسب با سایزهای مختلف کفش قابل تنظیم بودند.

      The pedal on her bike had rusted and needed to be replaced.

      رکاب دوچرخه‌ی او زنگ زده بود و نیاز به تعویض داشت.

      noun countable

      رکاب، پدال (اتومبیل و چرخ خیاطی و قایق و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      gas pedal

      (اتومبیل) پدال گاز

      The pedal of the boat was stuck.

      رکاب قایق گیر کرده بود.

      noun countable

      موسیقی جاپایی، پدال (پیانو و ارگ)

      The pedal on the piano squeaked when pressed too hard.

      جاپایی پیانو با فشار دادن بیش‌ازحد صدای جیر جیر می‌کرد.

      The organist used the pedal to control the volume of the music.

      نوازنده‌ی ارگ از پدال برای کنترل صدای موسیقی استفاده کرد.

      adjective

      رکاب‌دار، پایی‌دار، پدالی، پدال‌دار

      The pedal-operated sewing machine worked smoothly.

      چرخ خیاطی رکاب‌دار به‌آرامی کار می‌کرد.

      She played the pedal organ beautifully during the church service.

      در مراسم کلیسا ارگ پدالی را به‌زیبایی می‌نواخت.

      verb - intransitive verb - transitive

      رکاب زدن، پا زدن، پدال زدن (دوچرخه)، با دوچرخه رفتن

      The cyclist pedaled.

      دوچرخه‌سوار رکاب زد.

      Pedal a bit faster!

      کمی تندتر پا بزن!

      verb - intransitive verb - transitive

      موسیقی پدال زدن، زدن (پدال پیانو و ارگ)

      The pianist carefully pedaled.

      پیانیست با احتیاط پدال زد.

      The pianist's foot tired from pedaling the heavy organ pedals.

      پای پیانیست از زدن پدال‌های ارگ سنگین خسته شده بود.

      adjective B2

      مربوط به پا، پایی

      She used her pedal strength to push the heavy door.

      از قدرت پای خود برای فشار دادن در سنگین استفاده کرد.

      The pedal exercises helped strengthen his foot muscles.

      تمرینات پا به تقویت عضلات پای او کمک کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pedal

      1. noun a lever that is operated with the foot
        Synonyms:
        foot pedal accelerator brake clutch foot lever treadle foot-feed pedal-keyboard pedal-point gas feed
      1. verb ride a bicycle
        Synonyms:
        bicycle bike cycle ride wheel operate work control accelerate brake clutch treadle

      Idioms

      put the pedal to the metal

      تخته‌گاز رفتن، پدال گاز را ته فشار دادن

      گاز دادن، خیلی سریع کار کردن

      سوال‌های رایج pedal

      گذشته‌ی ساده pedal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pedal در زبان انگلیسی pedalled است.

      شکل سوم pedal چی میشه؟

      شکل سوم pedal در زبان انگلیسی pedalled است.

      شکل جمع pedal چی میشه؟

      شکل جمع pedal در زبان انگلیسی pedals است.

      وجه وصفی حال pedal چی میشه؟

      وجه وصفی حال pedal در زبان انگلیسی pedalling است.

      سوم‌شخص مفرد pedal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pedal در زبان انگلیسی pedals است.

      ارجاع به لغت pedal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pedal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pedal

      لغات نزدیک pedal

      • - pedagogue
      • - pedagogy
      • - pedal
      • - pedal point
      • - pedal pushers
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.