آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۲

      Rang

      ræŋ ræŋ

      مصدر:

      ring

      شکل سوم:

      rung

      سوم‌شخص مفرد:

      rings

      وجه وصفی حال:

      ringing

      معنی rang | جمله با rang

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی زنگ زد، زنگ خورد (زمان گذشته‌ی ساده‌ی فعل Ring)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The phone rang loudly, interrupting our conversation.

      تلفن با صدای بلندی زنگ خورد و مکالمه‌ی ما را قطع کرد.

      The doorbell rang, announcing the arrival of our guests.

      زنگ در به صدا درآمد و آمدن مهمانانمان را خبر داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rang

      1. verb to give forth sound by ringing
        Synonyms:
        chimed pealed resounded tolled struck vibrated jingled knelled jangled
      1. verb ring or echo with sound
        Synonyms:
        echoed resounded tolled beat struck banged pealed buzzed encircled circled surrounded encompassed environed compassed girdled hemmed hedged beset girt played clapped punched pulled
      1. verb attach a ring to the foot of, in order to identify
        Synonyms:
        circled surrounded enclosed confined bordered banded collared tolled sounded encircled compassed girdled belted looped skirted rimmed environed encompassed girt grouped mobbed resounded knelled chimed circumnavigated
        Antonyms:
        freed
      1. verb make (bells) ring, often for the purposes of musical edification
        Synonyms:
        knelled

      سوال‌های رایج rang

      شکل سوم rang چی میشه؟

      شکل سوم rang در زبان انگلیسی rung است.

      وجه وصفی حال rang چی میشه؟

      وجه وصفی حال rang در زبان انگلیسی ringing است.

      سوم‌شخص مفرد rang چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rang در زبان انگلیسی rings است.

      ارجاع به لغت rang

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rang» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rang

      لغات نزدیک rang

      • - randy
      • - ranee
      • - rang
      • - range
      • - range anxiety
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      suppisitive slash pocket quinquefoliolate picul malamute conceivability Alzheimer's disease amazon anaheim analcite at the market atrioventricular avg ridged reviewer رشته پرستاری رفتار خوب رواقی روزافزون دل به حال کسی سوختن زنده کردن خاطره زیرانداز زیردست زیرکی زیر نویس فیلم سالاد سالاد میوه سرزمین سفر دوستی سنگ لاجورد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.