آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۴

      Sprout

      spraʊt spraʊt

      گذشته‌ی ساده:

      sprouted

      شکل سوم:

      sprouted

      سوم‌شخص مفرد:

      sprouts

      وجه وصفی حال:

      sprouting

      شکل جمع:

      sprouts

      معنی sprout | جمله با sprout

      verb - intransitive verb - transitive

      جوانه زدن، سبز شدن، غنچه کردن، شکفتن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The seeds will sprout in a few days.

      دانه‌ها در عرض چند روز جوانه می‌زنند.

      The seeds sprout and grow into beautiful flowers.

      دانه‌ها جوانه می‌زنند و به گل‌های زیبا تبدیل می‌شوند.

      verb - intransitive informal

      ناگهان رونق گرفتن (گل دادن)، ناگهان پدیدار شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Wildflowers sprout after the spring rain.

      گل‌های وحشی پس‌ از باران بهاری ناگهان پدیدار می‌شوند.

      Overnight, mushrooms sprouted in the damp forest.

      در طول شب، قارچ‌ها در جنگل مرطوب ناگهان رونق گرفتند.

      noun countable

      گیاه‌شناسی جوانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      I carefully watered the sprout every day to help it grow.

      هر روز جوانه را بااحتیاط آبیاری کردم تا به رشد آن کمک کنم.

      The tiny sprout emerged from the soil.

      جوانه‌ی کوچک از خاک بیرون آمد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی سبزی‌جات گیاه‌شناسی کلم بروکسل، کلم غنچه‌ای، کلم دکمه‌ای، کلم فندقی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سبزی‌جات

      مشاهده

      Each stalk produced several tiny sprouts that we harvested for our meal.

      هر ساقه چندین کلم بروکسل کوچک تولید کرد که برای وعده‌ی غذایی خود برداشت کردیم.

      My mom always made me finish my sprouts before leaving the table.

      مادرم همیشه من را مجبور می‌کرد که قبل‌از ترک میز کلم بروکسل‌هایم را تمام کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sprout

      1. verb develop
        Synonyms:
        grow spring shoot bud push vegetate germinate shoot up take root burgeon
        Antonyms:
        die shrink shrivel

      سوال‌های رایج sprout

      گذشته‌ی ساده sprout چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sprout در زبان انگلیسی sprouted است.

      شکل سوم sprout چی میشه؟

      شکل سوم sprout در زبان انگلیسی sprouted است.

      شکل جمع sprout چی میشه؟

      شکل جمع sprout در زبان انگلیسی sprouts است.

      وجه وصفی حال sprout چی میشه؟

      وجه وصفی حال sprout در زبان انگلیسی sprouting است.

      سوم‌شخص مفرد sprout چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sprout در زبان انگلیسی sprouts است.

      ارجاع به لغت sprout

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sprout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sprout

      لغات نزدیک sprout

      • - sprocket hole
      • - sprocket wheel
      • - sprout
      • - spruce
      • - spruce beer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.