Unsaid

ʌnˈsed ʌnˈsed
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    unsays
  • وجه وصفی حال:

    unsaying

معنی

adjective
ناگفته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unsaid

  1. adjective not expressed or partially expressed
    Synonyms:
    implied implicit understood unspoken unstated tacit unexpressed inferred unuttered unvoiced wordless undeclared left to the imagination silenced
    Antonyms:
    expressed stated said

ارجاع به لغت unsaid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unsaid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unsaid

لغات نزدیک unsaid

پیشنهاد بهبود معانی