آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

    فرد به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / fard /

    individual, unit, single verse, single or unique, odd, alone

    individual

    unit

    single verse

    single or unique

    odd

    alone

    عامیانه guy

    guy

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد فرد

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    تک تنها
    متضاد:
    جفت
    مترادف:
    مفرد واحد
    مترادف:
    جدا
    مترادف:
    دیار شخص کس نفر
    مترادف:
    بی مانند بی‌نظیر وحید یکتا یگانه
    مترادف:
    طاق
    مترادف:
    عزب مجرد منفرد

    سوال‌های رایج فرد

    فرد به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «فرد» در زبان انگلیسی به individual ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «فرد» به معنای یک شخص یا موجود جداگانه و مستقل است که می‌تواند ویژگی‌ها، خصوصیات و هویت خاص خود را داشته باشد. مفهوم فرد، پایه‌ای‌ترین واحد در جامعه و انسان‌شناسی است که بیانگر وجود مستقلی است که از دیگران متمایز شده و قابلیت تفکر، تصمیم‌گیری و عمل کردن به صورت مستقل را دارد. هر فرد دارای ویژگی‌های جسمی، روانی، اجتماعی و فرهنگی مختص به خود است که او را در قالب یک موجود منحصر به فرد معرفی می‌کند.

    از دیدگاه فلسفی و روانشناسی، فردیت مفهومی کلیدی است که بر تمایز و استقلال شخص تأکید می‌کند. فرد به عنوان موجودی خودآگاه، توانایی اندیشیدن درباره خودش و جهان اطراف را دارد و می‌تواند انتخاب‌ها و رفتارهای خود را به صورت ارادی تنظیم کند. این مفهوم در جوامع مدرن اهمیت زیادی یافته است، زیرا بر حقوق، آزادی‌ها و مسئولیت‌های هر انسان تأکید می‌نماید و به دفاع از کرامت و استقلال فردی می‌پردازد.

    در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، توجه به فرد به معنای احترام به تفاوت‌ها و تنوع در میان انسان‌ها است. هر فرد با توجه به پیشینه، باورها، ارزش‌ها و تجربیات خود، نقش خاصی در جامعه ایفا می‌کند و باعث غنای فرهنگی و اجتماعی می‌شود. مفهوم فردگرایی در برخی فرهنگ‌ها برجسته‌تر است و بر استقلال و حق تعیین سرنوشت شخصی تأکید دارد، در حالی که در فرهنگ‌های جمع‌گرا، جایگاه فرد در چارچوب خانواده و جامعه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

    از نظر حقوقی، مفهوم فرد به عنوان یک نهاد حقوقی، پایه حقوق بشر و قوانین مدنی است. حقوق فردی، شامل حق زندگی، آزادی بیان، مالکیت و عدالت است که در بسیاری از اسناد بین‌المللی و قوانین ملی به رسمیت شناخته شده‌اند. شناخت جایگاه فرد در قانون به حفظ عدالت اجتماعی و تضمین حقوق برابر برای همه اعضای جامعه کمک می‌کند.

    «فرد» نمادی از انسان به عنوان موجودی مستقل و خودآگاه است که با داشتن هویت و شخصیت منحصر به فرد، در قالب یک واحد بنیادین اجتماعی، فرهنگی و حقوقی شناخته می‌شود. این مفهوم، محور بسیاری از مباحث فلسفی، اخلاقی و اجتماعی است و پایه‌ای برای درک و تبیین روابط انسانی و ساختار جوامع به شمار می‌آید.

    ارجاع به لغت فرد

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «فرد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرد

    لغات نزدیک فرد

    • - فرخویدن
    • - فرخویی
    • - فرد
    • - فرد معمولی
    • - فرد نیروهای مخصوص
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.