آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲۷ تیر ۱۴۰۴

      لخت به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / lokht /

      nude, naked, unclad, unrobed, disrobed, bared

      nude

      naked

      unclad

      unrobed

      disrobed

      bared

      عریان
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      او در هوای سرد سوزدار، لخت بیرون رفت.

      He went out naked in the bitter cold.

      ران‌های لخت

      bared legs

      صفت
      فونتیک فارسی / lakht /

      limp, lethargic, weak, flabby, flaccid, unfirm, paralyzed

      limp

      lethargic

      weak

      flabby

      flaccid

      unfirm

      paralyzed

      بی‌حال، سست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      دستان کودک افلیج لخت و نحیف بودند.

      The paralyzed child's hands were limp and lean.

      او به‌خاطر کمبود خواب لخت بود.

      She was lethargic due to the lack of sleep.

      صفت
      فونتیک فارسی / lokht /

      treeless, grassless, barren, bald, denuded, stripped

      treeless

      grassless

      barren

      bald

      denuded

      stripped

      بی‌آب‌وعلف
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      ما از دشت لخت بدون سایه عبور کردیم.

      We walked across the treeless plain without any shade.

      زمین لخت بدون چمن زیر آفتاب داغ بی‌انتها کشیده شده بود.

      The grassless field stretched endlessly under the hot sun.

      صفت
      فونتیک فارسی / lokht /

      barren, bare, empty of facilities

      barren

      bare

      empty of facilities

      فاقد تجهیزات
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      اتاق لخت بود؛ بدون هیچ اثاثیه یا تزئیناتی.

      The room was barren, without any furniture or decorations.

      اتاق لخت بود؛ به‌جز یک میز کوچک.

      The room was bare except for a small table.

      اسم
      فونتیک فارسی / lakht /

      part, piece, hit, partition, moment, minute

      part

      piece

      hit

      partition

      moment

      minute

      تکه
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      او لختی از ساندویچش را به من داد.

      She gave me a part of her sandwich.

      او لختی پارچه برداشت تا ژاکت پاره‌شده را درست کند.

      He took a hit of fabric to patch the torn jacket.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد لخت

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اندک بخش برخ جزء جصه قسم قسمت
      مترادف:
      پارچه پاره تکه قطعه
      مترادف:
      عمود گرز
      مترادف:
      شلال نرم
      مترادف:
      بی‌حال رخوتناک سست
      مترادف:
      دلمه لخته منعقد
      مترادف:
      برهنه پتی عریان عور لوت
      متضاد:
      پوشیده مستور

      ارجاع به لغت لخت

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «لخت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/لخت

      لغات نزدیک لخت

      • - لخ لخ کردن
      • - لخ لخ کننده
      • - لخت
      • - لخت افزار
      • - لخت شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.