آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴

      محکم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / mohkam /

      durable, sturdy, strong, long-lasting, well-make, well-knit, sinewy, heavy-duty

      durable

      sturdy

      strong

      long-lasting

      well-make

      well-knit

      sinewy

      heavy-duty

      بادوام، مستحکم

      این گیره‌ی لباس محکم و بادوام بود.

      This clothespin was sturdy and durable.

      مبل محکم

      strong furniture

      صفت قید
      فونتیک فارسی / mohkam /

      firm, strong, solidified, hard, solid, rock, hardened, indisputable, clear, firmly, stiff, fast, tough, tightfitting, substantial, set, hefty, ironclad, cast-iron, vigorous, forceful, forcible, unflattering, unflagging, punchy, sturdy, trenchant, uncompromising, unflinching, unimpeachable, stern, unshakable, unwavering, vigorously, tightly, mightily, smartly, violently, forcefully, forcibly,, rigidly, robustly, sturdily, sternly, solidly, trenchantly

      firm

      strong

      solidified

      hard

      solid

      rock

      hardened

      indisputable

      clear

      firmly

      stiff

      fast

      tough

      tightfitting

      substantial

      set

      hefty

      ironclad

      cast-iron

      vigorous

      forceful

      forcible

      unflattering

      unflagging

      punchy

      sturdy

      trenchant

      uncompromising

      unflinching

      unimpeachable

      stern

      unshakable

      unwavering

      vigorously

      tightly

      mightily

      smartly

      violently

      forcefully

      forcibly

      rigidly

      robustly

      sturdily

      sternly

      solidly

      trenchantly

      سخت، سفت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      فرمان اتومبیل را محکم بگیر و نترس

      get ahold of the steering wheel firmly and don't be afraid

      محکم توسری خورد.

      He was conked hard.

      صفت قید
      فونتیک فارسی / mohkam /

      stable, secure, steady, steadfast, rigid, deep-set, emphatic, monolith, firm, watertight, sure, potent, fixed, tenacious, foursquare, sound, stout, assertive, cogent, commanding, compelling, powerful, damning, unyielding, consistent, mighty, full blooded, robust, stalwart, staunch, unassailable, unbending, unchallengeable, securely, stoutly, steadfastly, rigidly

      stable

      secure

      steady

      steadfast

      rigid

      deep-set

      emphatic

      monolith

      firm

      watertight

      sure

      potent

      fixed

      tenacious

      foursquare

      sound

      stout

      assertive

      cogent

      commanding

      compelling

      powerful

      damning

      unyielding

      consistent

      mighty

      full blooded

      robust

      stalwart

      staunch

      unassailable

      unbending

      unchallengeable

      securely

      stoutly

      steadfastly

      rigidly

      استوار

      پلی که بر پایه‌ی محکم بنا شده است

      a bridge that is built on stable foundations

      قایق را محکم به اسکله ببندید تا قبل‌از رسیدن طوفان، ایمن باشد.

      Tie up the boat securely to the dock before the storm hits.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد محکم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      استوار بادوام پابرجا پایدار ثابت سدید قایم قرص مستحکم مقاوم مستقر مضبوط
      مترادف:
      سخت سفت شدید فشرده صلب
      مترادف:
      جزم راسخ
      مترادف:
      قانع‌کننده متقن متین مستدل واثق
      مترادف:
      به‌سختی به‌شدت شدید
      مترادف:
      مورد اطمینان موردوثوق موثق

      سوال‌های رایج محکم

      محکم به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «محکم» در زبان انگلیسی به firm، strong، یا در برخی بافت‌ها tight ترجمه می‌شود.

      «محکم» واژه‌ای است که در زبان فارسی طیف وسیعی از معانی را در بر می‌گیرد و می‌تواند هم به ویژگی‌های فیزیکی اشیاء اشاره داشته باشد، و هم مفاهیم روانی یا رفتاری را توصیف کند. این تنوع معنایی باعث شده است که بسته به زمینه‌ی استفاده، معادل انگلیسی آن نیز متفاوت باشد. به عنوان مثال، برای توصیف گره یا درِ بسته، می‌توان از واژه‌ی tight استفاده کرد، در حالی‌ که برای توصیف شخصیت قوی یا تصمیم قاطع، واژه‌ی firm مناسب‌تر است. همین ویژگی باعث می‌شود «محکم» واژه‌ای چندوجهی و پرکاربرد در زبان فارسی باشد.

      در بافت فیزیکی، «محکم» به چیزی گفته می‌شود که استوار، مقاوم و فاقد لغزش یا لرزش است. مثلاً در عباراتی مانند «درب را محکم ببند» یا «صندلی محکم است»، اشاره به حالتی است که شیء مورد نظر تحت فشار یا نیرو از هم نمی‌پاشد و پایداری خود را حفظ می‌کند. این معنا در معماری، طراحی صنعتی، و حتی در امور روزمره کاربرد فراوان دارد، چرا که استحکام و دوام، از ویژگی‌های اصلی هر ساختار یا وسیله‌ی قابل اعتماد به شمار می‌آید.

      اما «محکم» تنها محدود به ویژگی‌های مادی نیست. در رفتار و روان انسان نیز این واژه جایگاه مهمی دارد. فردی که تصمیمی محکم می‌گیرد، کسی است که از تردید، دودلی یا ناپایداری دور است و بر انتخاب خود استوار می‌ماند. همچنین فردی با اراده‌ی محکم، در برابر سختی‌ها و فشارهای زندگی مقاومت می‌کند و به آسانی از مسیر خود منحرف نمی‌شود. در این معنا، «محکم» نه‌تنها صفتی مثبت، بلکه یکی از شاخص‌های بلوغ روانی و ثبات شخصیتی تلقی می‌شود.

      در روابط اجتماعی نیز «محکم» کاربرد استعاری دارد. مثلاً وقتی می‌گوییم «رابطه‌شان محکم است»، منظور رابطه‌ای پایدار، عمیق و مبتنی بر اعتماد متقابل است. این گونه استفاده از واژه نشان می‌دهد که حتی مفاهیم انتزاعی نیز می‌توانند با استعاره‌هایی از فیزیک و ساختار توصیف شوند. در حقیقت، پیوندهای انسانی زمانی معنا و ارزش می‌یابند که مانند یک سازه‌ی محکم، در برابر تغییرات و چالش‌ها ایستادگی کنند.

      واژه‌ی «محکم» یکی از واژگانی است که در زندگی روزمره، ادبیات، روان‌شناسی و مهندسی به کار می‌رود و معنایی جهانی دارد: ایستادگی، استواری، اطمینان. چه در قالب یک نگاه، چه در قالب یک سازه، و چه در قالب یک تصمیم، «محکم بودن» کیفیتی است که هم ستوده می‌شود و هم مطلوب انسان‌هاست؛ زیرا در دنیایی پر از تغییر و بی‌ثباتی، محکم بودن یادآور امنیت، دوام و قدرت است.

      ارجاع به لغت محکم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «محکم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/محکم

      لغات نزدیک محکم

      • - محک زنی
      • - محک عقیده
      • - محکم
      • - محکم بستن
      • - محکم به هم چسباندن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.