Babyish

ˈbeɪbiɪʃ ˈbeɪbi-ɪʃ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more babyish
  • صفت عالی:

    most babyish

معنی

  • adjective
    طفل‌مانند، کودک‌مانند
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد babyish

  1. adjective acting like an infant
    Synonyms: baby, childish, foolish, immature, infantile, juvenile, kid stuff, puerile, silly, sissy, spoiled
    Antonyms: grown-up, mature

ارجاع به لغت babyish

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «babyish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/babyish

لغات نزدیک babyish

پیشنهاد بهبود معانی