آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Spoiled

      spɔɪld spɔɪld spɔɪld

      سوم‌شخص مفرد:

      spoils

      وجه وصفی حال:

      spoiling

      صفت تفضیلی:

      more spoiled

      صفت عالی:

      most spoiled

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: spoilt

      معنی spoiled | جمله با spoiled

      adjective

      بدعادت، نازپرورده (شخص) (به‌ویژه کودک) (که به‌دلیل رفتار بیش‌ازحد نرم یا مسامحه به شخصیت او آسیب رسیده است)

      Their children were spoiled.

      بچه‌های آن‌ها بدعادت شده بودند.

      a spoilt child

      بچه‌ای نازپرورده

      adjective

      فاسد، خراب‌شده (خوردنی و نوشیدنی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      spoiled meat

      گوشت فاسد

      the smell of spoiled milk

      بوی شیر فاسد

      گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل spoil

      The milk spoiled.

      شیر فاسد شد.

      The mood spoiled after the argument.

      حال‌وهوا بعد از مشاجره خراب شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spoiled

      1. verb hinder or prevent (the efforts, plans, or desires) of
        Synonyms:
        damaged harmed hurt injured impaired ruined destroyed frustrated marred tainted polluted corrupted sullied soiled defiled degraded debased contaminated vitiated perverted alloyed adulterated baffled foiled thwarted crossed blighted wrecked wasted rotted decayed decomposed crumbled despoiled stripped ransacked looted pillage plundered robbed sacked bilked smeared tarnished disfigured blemished fouled squashed harrowed demoralized scotched mutilated raped addled bastardized devalued soured perished sophisticated prized pampered mollycoddled indulged gratified cosseted coddled babied
      1. adjective (of foodstuffs) not in an edible or usable condition
        Synonyms:
        bad spoilt damaged injured harmed marred corrupted self-indulgent spoon-fed
      1. verb treat with excessive indulgence
        Synonyms:
        indulged pampered catered babied coddled overindulged cosseted mollycoddled
        Antonyms:
        ignored neglected
      1. verb destroy and strip of its possession
        Synonyms:
        destroyed ruined demolished smashed wrecked despoiled plundered violated defiled raped undone finished bankrupted totalled wracked torpedoed sunk
        Antonyms:
        helped enhanced
      1. verb make a mess of, destroy or ruin
        Synonyms:
        messed up muddled bungled muffed botched mismanaged fumbled mishandled impaired marred blundered bumbled blown boggled vitiated deflowered
        Antonyms:
        grown grew
      1. verb decay
        Synonyms:
        decayed deteriorated decomposed rotted disintegrated moldered tainted turned
        Antonyms:
        improved enhanced
      1. verb have a strong desire or urge to do something
        Synonyms:
        itched
      1. verb To become unfit for use or consumption, as from decay. Used especially of perishables, such as food.
        Synonyms:
        decayed
      1. verb to harm the character of (a child) by overindulgence or leniency.
        Synonyms:
        pampered

      Idioms

      be spoiled for choice

      آنقدر چیز خوب برای گزینش داشتن که از گزینش عاجز بودن

      لغات هم‌خانواده spoiled

      noun
      spoils, spoil, spoiler
      adjective
      spoiled
      verb - transitive
      spoil

      سوال‌های رایج spoiled

      وجه وصفی حال spoiled چی میشه؟

      وجه وصفی حال spoiled در زبان انگلیسی spoiling است.

      سوم‌شخص مفرد spoiled چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد spoiled در زبان انگلیسی spoils است.

      صفت تفضیلی spoiled چی میشه؟

      صفت تفضیلی spoiled در زبان انگلیسی more spoiled است.

      صفت عالی spoiled چی میشه؟

      صفت عالی spoiled در زبان انگلیسی most spoiled است.

      ارجاع به لغت spoiled

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spoiled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spoiled

      لغات نزدیک spoiled

      • - spoilable
      • - spoilage
      • - spoiled
      • - spoiler
      • - spoils
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.