آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

      Complicity

      kəmˈplɪsəti kəmˈplɪsəti

      معنی complicity | جمله با complicity

      noun uncountable

      حقوق همدستی در جرم، شرکت در جرم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He is accused of complicity in the prisoners' escape.

      او متهم است که در فرار زندانیان دست داشته.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد complicity

      1. noun conspiracy
        Synonyms:
        collusion conspiracy agreement partnership collaboration intrigue complot connivance abetment involvement implication guilt guiltiness manipulation machination engineering confederacy concurrence
        Antonyms:
        ignorance innocence refusal noninvolvement

      سوال‌های رایج complicity

      معنی complicity به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «complicity» در زبان فارسی به «هم‌دستی» یا «هم‌دست بودن» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «complicity» یک اسم در زبان انگلیسی است که به وضعیت یا عملی اشاره دارد که در آن فرد به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ارتکاب جرم یا رفتار نادرست دیگری مشارکت دارد یا آن را تسهیل می‌کند. این واژه بار منفی دارد و نشان‌دهندهٔ مسئولیت اخلاقی یا قانونی فرد در ارتباط با اقدامی است که خلاف قانون یا اصول اجتماعی محسوب می‌شود. «Complicity» می‌تواند شامل اقدامات فعال، برنامه‌ریزی یا حتی سکوت و عدم مداخله در موقعیت‌های نادرست باشد.

      در حوزهٔ حقوقی، «complicity» اهمیت زیادی دارد، زیرا افراد ممکن است به جرم اصلی دست نزده باشند، اما با همکاری، حمایت، تشویق یا عدم گزارش آن، در وقوع آن نقش داشته باشند. برای مثال، فردی که به دانستن و کمک به سرقت یا تقلب مالی دیگری می‌پردازد، ممکن است به «complicity» متهم شود. قوانین مختلف مشخص می‌کنند که میزان و نوع مشارکت برای تعیین مسئولیت چگونه باید سنجیده شود.

      از دیدگاه اخلاقی و اجتماعی، «complicity» نشان‌دهندهٔ تأثیر رفتارهای فرد بر جامعه و دیگران است. کسی که در یک عمل نادرست سکوت می‌کند یا آن را تشویق می‌کند، به نوعی در تقویت ناهنجاری‌ها و کاهش عدالت اجتماعی نقش دارد. این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که مسئولیت اخلاقی فراتر از انجام مستقیم عمل نادرست است و مشارکت غیرمستقیم نیز پیامدهای اخلاقی و اجتماعی دارد.

      در متون ادبی و تاریخی نیز «complicity» برای توصیف روابط و اقدامات افرادی به کار رفته که در وقوع رویدادهای منفی یا تراژیک نقش داشته‌اند، حتی اگر مستقیماً عامل آن نبوده باشند. این کاربرد نشان می‌دهد که درک کامل یک رویداد یا رفتار انسانی نیازمند توجه به روابط و همکاری‌های پنهان میان افراد است، نه فقط به اعمال آشکار.

      «complicity» واژه‌ای است که مسئولیت، اخلاق و مشارکت در ناهنجاری یا جرم را نشان می‌دهد. این واژه یادآور اهمیت آگاهی، پاسخگویی و انتخاب‌های اخلاقی انسان‌هاست و تأکید می‌کند که حتی اقدامات غیرمستقیم یا سکوت در برابر خطا می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد و نقش فرد در فرآیندهای اجتماعی و قانونی را تعیین کند.

      ارجاع به لغت complicity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «complicity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/complicity

      لغات نزدیک complicity

      • - complice
      • - complicit
      • - complicity
      • - complier
      • - compliment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.