Distinguishable

dɪˈstɪŋɡwɪʃəbl dɪˈstɪŋɡwɪʃəbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more distinguishable
  • صفت عالی:

    most distinguishable

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    قابل‌تشخیص، تشخیص‌پذیر، قابل‌تفکیک، قابل‌تمایز
    • - The two paintings were easily distinguishable from each other due to their distinct styles and colors.
    • - آن دو نقاشی به خاطر سبک‌ها و رنگ‌های متمایزشان به راحتی قابل‌تشخیص بودند.
    • - The new car model had distinguishable features that set it apart from its competitors.
    • - مدل جدید ماشین ویژگی‌های قابل‌تشخیصی داشت که آن را از رقبایش متمایز می‌کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد distinguishable

  1. adjective Capable of being noticed or apprehended mentally
    Synonyms: appreciable, discernible, perceptible, separable, detectable, distinct, noticeable, observable, palpable, perceivable, ponderable, sensible
  2. adjective Capable of being perceived as different or distinct
    Synonyms: distinct
    Antonyms: indistinguishable

ارجاع به لغت distinguishable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «distinguishable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/distinguishable

لغات نزدیک distinguishable

پیشنهاد بهبود معانی