با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Naturalness

ˈnætʃərlnəs ˈnætʃrlnəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    طبیعی بودن، سادگی، بی‌تصنع بودن
    • - the naturalness of children
    • - بی‌تصنع بودن کودکان
    • - I admire his naturalness on stage.
    • - طبیعی بودن او روی صحنه را تحسین می‌کنم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد naturalness

  1. noun Freedom from constraint, formality, embarrassment, or awkwardness
    Synonyms: casualness, ease, easiness, informality, artlessness, poise, spontaneity, unceremoniousness, unrestraint, innocence, ingenuousness
    Antonyms: unnaturalness

لغات هم‌خانواده naturalness

ارجاع به لغت naturalness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «naturalness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/naturalness

لغات نزدیک naturalness

پیشنهاد بهبود معانی