Informality

ˌɪnfərˈmæləti ˌɪnfɔːˈmælɪti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun
غیررسمی بودن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- Her warmth and informality pleased everyone.
- گرمی و خودمانی بودن او همه را خشنود کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد informality

  1. noun freedom from constraint, formality, embarrassment, or awkwardness
    Synonyms:
    ease comfort relaxation naturalness simplicity friendliness warmth easiness casualness spontaneity familiarity affability poise unrestraint lack of constraint unceremoniousness
    Antonyms:
    formality

ارجاع به لغت informality

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «informality» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/informality

لغات نزدیک informality

پیشنهاد بهبود معانی