آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

      Familiarity

      fəˌmɪliˈærəti fəˌmɪliˈærəti

      معنی familiarity | جمله با familiarity

      noun uncountable

      آشنایی، انس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      My familiarity with Morteza started forty years ago.

      دوستی من با مرتضی چهل سال پیش شروع شد.

      He addresses his teachers with familiarity.

      او با معلم‌هایش به‌طور خودمانی صحبت می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She should not permit familiarities in public.

      او نباید اجازه بدهد که در حضور دیگران کسی نسبت به او برخورد خودمانی داشته باشد.

      Her familiarity with the works of Shakespear is astounding.

      تبحر او در آثار شکسپیر شگفت‌انگیز است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد familiarity

      1. noun friendliness
        Synonyms:
        friendship fellowship sociability intimacy closeness ease acquaintance acquaintanceship openness informality freedom liberty naturalness unceremoniousness boldness forwardness freshness presumption
        Antonyms:
        unfriendliness aloofness distance reserve cool frigidity
      1. noun knowledgeableness
        Synonyms:
        knowledge understanding awareness comprehension experience grasp cognition sense acquaintance
        Antonyms:
        ignorance unfamiliarity

      Idioms

      familiarity breeds contempt

      آشنایی زیاد (با کسی) موجب کوچک‌پنداری (او) می‌شود.

      in a familiar way

      (عامیانه) آبستن، حامله

      لغات هم‌خانواده familiarity

      noun
      familiarity, family, familiarization
      adjective
      familiar, familial
      verb - transitive
      familiarize
      adverb
      familiarly

      سوال‌های رایج familiarity

      معنی familiarity به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی familiarity در زبان فارسی به «آشنایی» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی familiarity به میزان آشنایی یا شناخت فرد با یک شخص، مکان، موضوع، مهارت یا تجربه اشاره دارد. این واژه نشان‌دهنده‌ی نزدیکی ذهنی و توانایی درک یا تعامل با چیزی است که پیش‌تر با آن مواجه شده‌ایم. داشتن familiarity با یک موضوع به فرد امکان می‌دهد تا در برخورد با آن راحت‌تر عمل کند، تصمیمات دقیق‌تری بگیرد و واکنش‌های مؤثرتری نشان دهد.

      در آموزش و یادگیری، familiarity با یک موضوع یا مهارت نقش بسیار مهمی دارد. دانش‌آموز یا دانشجویی که با مفاهیم پایه‌ای و نمونه‌های مختلف آشناست، راحت‌تر می‌تواند مسائل پیچیده‌تر را درک کند و با اعتماد به نفس بالاتری در فعالیت‌های عملی شرکت نماید. آشنایی تدریجی و مستمر باعث می‌شود که یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر شود و فرد بتواند دانش خود را در موقعیت‌های واقعی به کار ببرد.

      در زندگی روزمره، familiarity با محیط‌ها و افراد باعث ایجاد راحتی و اطمینان می‌شود. برای مثال، آشنایی با محله، همکاران، یا روش‌های معمول یک سازمان، تجربه‌ی حضور و فعالیت در آن محیط را آسان‌تر می‌کند و از استرس و سردرگمی می‌کاهد. این حس آشنایی می‌تواند باعث ایجاد روابط اجتماعی بهتر و توانایی مدیریت شرایط مختلف شود.

      از نظر روانشناسی، familiarity تأثیر قابل توجهی بر تصمیم‌گیری و قضاوت انسان دارد. انسان‌ها معمولاً به آنچه با آن آشنا هستند اعتماد بیشتری دارند و تمایل دارند به گزینه‌ها یا افراد آشنا گرایش نشان دهند. این پدیده به شکل ناخودآگاه در انتخاب‌ها و رفتارهای روزمره نقش دارد و نشان می‌دهد که آشنایی، حس امنیت و اطمینان را تقویت می‌کند.

      familiarity فراتر از شناخت سطحی است و نشان‌دهنده‌ی ارتباط نزدیک‌تر و تجربه‌ی مداوم با چیزی است. هرچه آشنایی با یک موضوع، مهارت یا فرد بیشتر باشد، فرد می‌تواند عملکرد بهتری داشته باشد، خلاقیت و انعطاف بیشتری نشان دهد و از تعاملات خود بیشترین بهره را ببرد. این مفهوم هم در زمینه‌های آموزشی و حرفه‌ای و هم در زندگی شخصی و اجتماعی اهمیت دارد و پایه‌ی اعتماد، مهارت و تجربه‌ی مؤثر محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت familiarity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «familiarity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/familiarity

      لغات نزدیک familiarity

      • - familiar
      • - familiar landscape
      • - familiarity
      • - familiarity breeds contempt
      • - familiarization
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.