آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ آذر ۱۴۰۴

      Palm

      pɑːm / / pɑːlm pɑːm

      گذشته‌ی ساده:

      palmed

      شکل سوم:

      palmed

      سوم‌شخص مفرد:

      palms

      وجه وصفی حال:

      palming

      شکل جمع:

      palms

      معنی palm | جمله با palm

      noun countable C2

      کف دست

      palm, کف دست
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The fortune teller studied the lines on my palm carefully.

      فال‌گیر با دقت خطوط کف دستم را بررسی کرد.

      Sweat gathered in his palms as he waited for the results.

      وقتی منتظر نتایج بود، عرق در کف دستانش جمع شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a glove with a soft leather palm

      یک دستکش که کف آن از چرم نرم است

      noun countable C1

      درخت درخت نخل

      palm, درخت نخل

      همچنین می‌توان از palm tree استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی درخت

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He sat under a palm tree, watching the sunset.

      او زیر درخت نخل نشست و غروب آفتاب را تماشا کرد.

      Palm leaves were used to build roofs in many tropical villages.

      از برگ‌های نخل در بسیاری از روستاهای استوایی برای ساخت سقف استفاده می‌شد.

      verb - transitive

      قاپیدن، پنهان کردن، دزدیدن (در کف دست)

      She caught the boy trying to palm a candy from the jar.

      او پسرک را دید که می‌خواست یواشکی آب‌نباتی از شیشه بردارد.

      The thief palmed the key while pretending to shake hands.

      دزد هنگام دست دادن، کلید را پنهانی در کف دستش گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to palm a card

      ورق بازی را در دست پنهان کردن

      trashy goods fit only to be palmed on the unwary

      کالاهای بنجل که فقط می‌شد آن‌ها را به اشخاص ناآگاه قالب کرد

      He tried to palm off his nag as a racehorse.

      او کوشید که یابوی خود را به‌عنوان اسب مسابقه قالب کند.

      He palmed off his own brother by fabricating lies.

      برادر خودش را با دروغ بافی اغفال کرد.

      In the villages of Arak he palmed himself off as a medical doctor.

      در دهات اراک خود را به عنوان پزشک جا می‌زد.

      verb - transitive

      فوتبال ورزش دفع کردن، برگرداندن (توپ با کف دست)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی فوتبال

      مشاهده

      The keeper palmed the corner kick out to the edge of the box.

      دروازه‌بان، ضربه‌ی کرنر را با کف دست به بیرون از محوطه‌ی جریمه فرستاد.

      He managed to palm the ball over the crossbar at the last second.

      او در آخرین لحظه، توپ را با کف دست به بالای تیر افقی دفع کرد.

      verb - transitive

      ورزش (بسکتبال) پالم کردن، نگه داشتن توپ (هنگام دریبل)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The coach warned him not to palm the ball or he’d lose possession.

      مربی به او هشدار داد که توپ را پالم نکند وگرنه مالکیت توپ را از دست خواهد داد.

      Palming the ball gives players an unfair advantage while dribbling.

      پالم کردن توپ به بازیکنان در هنگام دریبل، برتری ناعادلانه می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد palm

      1. noun an award for winning a championship or commemorating some other event
        Synonyms:
        medal medallion decoration ribbon laurel-wreath areca betel palm-tree nipa talipot thin pale wan white
      1. noun the inner surface of the hand from the wrist to the base of the fingers
        Synonyms:
        thenar
      1. verb touch, lift, or hold with the hands
        Synonyms:
        handle

      Phrasal verbs

      palm off

      1- (به کسی) قالب کردن، چپاندن، انداختن

      2- گول زدن، اغفال کردن

      3- (به‌ویژه خود را) جا زدن

      Collocations

      date palm

      درخت خرما، نخل

      cross one's palm

      1- (در اصل - هنگام پرداخت مزد فالگیر) با سکه کف دست خود نشان صلیب کشیدن 2- رشوه دادن، سبیل کسی را چرب کردن

      Idioms

      bear (or carry off) the palm

      برنده شدن یا بودن، جایزه را بردن

      yield the palm to

      به شکست خود اعتراف کردن، به برتری دیگری اعتراف کردن

      have an itching palm

      (عامیانه) 1- شهوت پول داشتن 2- اهل رشوه بودن

      to grease the palm (or hand) of

      رشوه دادن، سبیل کسی را چرب کردن

      oil the palm (or hand) of

      رشوه دادن، سبیل (کسی را) چرب کردن

      سوال‌های رایج palm

      معنی palm به فارسی چی میشه؟

      کلمه "palm" در زبان انگلیسی چندین معنی و کاربرد دارد که هر یک از آن‌ها می‌تواند در زمینه‌های مختلف به کار رود. در زیر به بررسی این کلمه، معانی مختلف آن و نکات جالب مربوط به آن می‌پردازیم:

      ۱. معنی اصلی

      کلمه "palm" به معنای "کف دست" است. این قسمت از دست انسان شامل چندین استخوان (استخوان‌های متاکارپ)، ماهیچه‌ها و بافت‌های نرم است که به ما کمک می‌کند تا اشیاء را بگیریم و فعالیت‌های روزمره خود را انجام دهیم. کف دست به طور خاص طراحی شده است تا قدرت و دقت لازم برای انجام کارهای مختلف را فراهم آورد.

      ۲. درخت نخل

      معنی دوم "palm" به درختان نخل اشاره دارد. درختان نخل از خانواده‌ای به نام "Arecaceae" هستند و در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری رشد می‌کنند. این درختان به دلیل میوه‌های خوشمزه‌ای که تولید می‌کنند (مانند خرما) و همچنین زیبایی ظاهری خود، در باغ‌ها و پارک‌ها محبوب هستند. درختان نخل نماد گرما و استوایی بودن بوده و در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان نمادی از زندگی و باروری شناخته می‌شوند.

      ۳. کاربردهای دیگر

      کلمه "palm" همچنین در اصطلاحات و عبارات مختلف به کار می‌رود. به عنوان مثال:

      - Palm reading (خواندن کف دست): این عمل به مطالعه خطوط و شکل کف دست برای پیش‌بینی آینده یا تحلیل شخصیت افراد اشاره دارد. این هنر باستانی در بسیاری از فرهنگ‌ها رواج داشته و هنوز هم در برخی جوامع به عنوان یک روش پیش‌بینی شناخته می‌شود.

      - Palm oil (روغن نخل): روغن حاصل از میوه‌های درخت نخل، یکی از پرکاربردترین روغن‌ها در صنایع غذایی و غیرغذایی است. این روغن به دلیل قیمت پایین و کارایی بالا، در تولید بسیاری از محصولات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      ۴. نکات جالب

      - تاریخچه: درختان نخل به عنوان یکی از قدیمی‌ترین گیاهان زراعی شناخته می‌شوند و شواهدی از کشت آن‌ها به بیش از ۵۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد.

      - تنوع: خانواده نخل شامل بیش از ۲۶۰۰ گونه مختلف است که در انواع مختلفی از محیط‌ها رشد می‌کنند. برخی از این گونه‌ها در مناطق بیابانی و برخی دیگر در جنگل‌های بارانی یافت می‌شوند.

      - سازگاری با محیط: درختان نخل به خوبی با شرایط سخت محیطی سازگار هستند و می‌توانند در خاک‌های شنی و خشک نیز رشد کنند.

      - استفاده‌های فرهنگی: در بسیاری از فرهنگ‌ها، درخت نخل به عنوان نماد صلح و دوستی شناخته می‌شود. در مسیحیت، درخت نخل به عنوان نماد پیروزی و جشن در روزهای مقدس گنجانده شده است.

      شکل جمع palm چی میشه؟

      شکل جمع palm در زبان انگلیسی palms است.

      ارجاع به لغت palm

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «palm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/palm

      لغات نزدیک palm

      • - pallor
      • - pally
      • - palm
      • - palm crab
      • - palm leaf
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.