آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ دی ۱۴۰۲

      Staging

      ˈsteɪdʒɪŋ ˈsteɪdʒɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      staged

      شکل سوم:

      staged

      سوم‌شخص مفرد:

      stages

      معنی staging | جمله با staging

      noun

      هنر صحنه‌ی نمایش، نمایش

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The staging crew worked tirelessly to set up the props and scenery.

      گروه نمایش بی وقفه برای برپایی وسایل و مناظر کار کردند.

      The staging area was filled with equipment and tools for the construction of the set.

      محوطه صحنه نمایش مملو از تجهیزات و ابزار برای ساخت مجموعه بود.

      noun uncountable

      اسکلت، چوب بست، چفته بندی، سکوب بندی موقت، داربست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The workers carefully climbed up the staging scaffold to reach the higher levels of the building.

      کارگران با احتیاط از داربست بالا رفتند تا به سطوح بالاتر ساختمان برسند.

      The construction crew set up the staging scaffold before beginning work on the building.

      خدمه ساخت و ساز قبل از شروع کار بر روی ساختمان، داربست زدند.

      noun

      سازماندهی یک رویداد

      He is in charge of the staging for the conference.

      او وظیفه‌ی سازماندهی این همایش را بر عهده دارد.

      The company specializes in event staging.

      این شرکت در زمینه سازماندهی یک رویداد تخصص دارد.

      noun

      پزشکی فرایند کشف میزان رشد سرطان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      That research will improve the diagnosis and staging of cancers.

      آن تحقیق تشخیص و مرحله‌بندی سرطان‌ها را بهبود می بخشد.

      Staging of cancer is an important step in determining the extent of the disease.

      کشف میزان رشد سرطان گام مهمی در تعیین وسعت بیماری است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد staging

      1. verb plan, organize, and carry out (an event)
        Synonyms:
        arranging giving holding
      1. noun a production
        Synonyms:
        presentation adaptation preparation
      1. verb perform (a play), especially on a stage
        Synonyms:
        doing performing playing acting presenting showing representing enacting exhibiting producing arranging organizing giving dramatizing orchestrating conditioning pointing stepping flooring grading levelling notching
        Antonyms:
        closing
      1. noun a stage
        Synonyms:
        stage enclosure theatrical production scaffold scaffolding

      سوال‌های رایج staging

      گذشته‌ی ساده staging چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده staging در زبان انگلیسی staged است.

      شکل سوم staging چی میشه؟

      شکل سوم staging در زبان انگلیسی staged است.

      سوم‌شخص مفرد staging چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد staging در زبان انگلیسی stages است.

      ارجاع به لغت staging

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «staging» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/staging

      لغات نزدیک staging

      • - staghorn fern
      • - staghound
      • - staging
      • - staging area
      • - stagirite
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.