آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۴

      Timeout

      ˌtaɪmˈaʊt ˌtaɪmˈaʊt ˌtaɪmˈaʊt ˌtaɪmˈaʊt ˌtaɪmˈaʊt

      شکل جمع:

      timeouts

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: time-out

      معنی timeout | جمله با timeout

      noun countable

      والیبال ورزش وقفه‌ی کوتاه، تایم‌اوت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی والیبال

      مشاهده

      The coach requested a timeout.

      مربی درخواست تایم‌اوت کرد.

      There is no remaining timeout for the team.

      هیچ تایم‌اوتی برای تیم باقی نمانده است.

      noun countable

      (مسائل تربیتی) تکنیک تایم‌اوت (به‌منظورِ تأدیب کودک به جای تنبیه بدنی و جدا کردن موقت فرد از محیطی که در آن مرتکب رفتار غیرقابل قبول شده است)، وقفه‌ی کوتاه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The little boy's mother gave him a timeout after he hit his friend.

      پس از اینکه دوستش را زد، مادر این پسربچه او را از محیط دور کرد.

      When I was a child, my mother was always giving me a timeout.

      وقتی بچه بودم، مادرم همیشه به‌جای تنبیه، وقفه‌ای به من می‌داد [تا رفتار اشتباهم را اصلاح کنم].

      noun countable

      (مسائل کاری و شغلی و تحصیلی و غیره) وقفه‌ی کوتاه، مرخصی کوتاه‌مدت

      She took a time out from her job.

      از کارش مرخصی کوتاه‌مدت گرفت.

      It’s very beneficial to take time out to relax each day.

      وقفه‌ی کوتاه روزانه برای استراحت، بسیار مفید است.

      noun countable

      کامپیوتر مکث، وقفه، توقف (در اجرای درخواست)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      File transfer has failed because of the timeout.

      انتقال فایل به‌دلیل وقفه در اجرای درخواست انجام نشد.

      If an timeout occurs, you may need to sign back on to the server.

      اگر در اجرای درخواست، وقفه ایجاد شود؛ ممکن است لازم شود دوباره وارد سرور شوید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد timeout

      1. noun suspension of activity
        Synonyms:
        break pause rest halt recess intermission lull letup spell breather short break interlude breathing spell

      سوال‌های رایج timeout

      شکل جمع timeout چی میشه؟

      شکل جمع timeout در زبان انگلیسی timeouts است.

      ارجاع به لغت timeout

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «timeout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/timeout

      لغات نزدیک timeout

      • - timely
      • - timeous
      • - timeout
      • - timepiece
      • - timer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.