صفت تفضیلی:
more unthinkableصفت عالی:
most unthinkableغیرقابل تصور، ناممکن، باورنکردنی، محال، غیرممکن، غیرقابل فکر، فکرنکردنی، غیرقابل تعمق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While the concept of sustainable energy sources was once unthinkable for powering entire nations, it is now a critical focus of international policy discussions.
درحالیکه مفهوم منابع انرژی پایدار برای تأمین انرژی کل ملتها زمانی غیرقابل تصور بود، اما اکنون کانون اصلی بحثهای سیاست بینالمللی است.
For many years, the idea of owning a flying car was completely unthinkable to the general public.
برای سالهای متمادی، ایدهی داشتن یک ماشین پرنده برای عموم مردم کاملاً باورنکردنی بود.
Surrender to the enemy is unthinkable.
تسلیم شدن به دشمن غیرممکن است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unthinkable» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unthinkable