آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Apparition

ˌæpəˈrɪʃn ˌæpəˈrɪʃn

معنی apparition | جمله با apparition

noun

ظهور، تجسم، مرئی شدن، پدیداری، هر موجود هولناکی که غافل‌گیرانه پدیدار شود، شبح، روح، خیال

last night, she was visited by an apparition resembling her dead child.

دیشب شبحی که شبیه فرزند مرده‌ی او بود در مقابلش ظاهر شد.

an apparition evanescing into darkness.

شبحی که در تاریکی محو شد.

noun

(روان‌شناسی) توهم دیداری، توهمات و خطاهای حسی و بصری، صورت وهمی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد apparition

ارجاع به لغت apparition

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «apparition» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/apparition

لغات نزدیک apparition

پیشنهاد بهبود معانی