آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ دی ۱۴۰۳

      Illusion

      ɪˈluːʒn ɪˈluːʒn

      شکل جمع:

      illusions

      معنی illusion | جمله با illusion

      noun countable uncountable C2

      خیال باطل، خیال واهی، خیال خام، تصور باطل، هرز پنداره، پندار پوچ (با وجود محرک خارجی)

      A mirage results from visual illusion.

      سراب نتیجه‌ی تصور باطل دیداری است.

      The magician created the illusion of a person disappearing.

      شعبده باز توهم ناپدید شدن یک نفر را ایجاد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      From a distance, the puddle on the road looked like a lake; it was just an illusion.

      از دور، گودال روی جاده مانند یک دریاچه به نظر می رسید؛ این فقط یک توهم بود.

      the illusions of youth

      خیال خام جوانی

      I was under the illusion that he was telling the truth.

      خیال واهی داشتم که راست می‌گوید.

      noun countable C2

      فریب، گول، حیله، وهم، توهم، خطای ادراکی، توهم‌انگیزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      A large mirror which gives an illusion of space in a small room.

      آئینه‌ی بزرگی که توهم وسعت را در یک اتاق کوچک ایجاد می‌کند.

      an illusion that he was flying like a bird

      این توهم که داشت همچون پرنده پرواز می‌کرد

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      illusion of grandeur

      توهم گندگی

      noun countable uncountable

      نوعی پارچه‌ی توری نخی یا ابریشمی

      The bride wore a beautiful illusion veil on her wedding day.

      عروس در روز عروسی چادر توری زیبایی به سر داشت.

      The dancer's costume was adorned with intricate illusions of lace.

      لباس رقصنده با پارچه‌های درهم‌برهم توری تزئین شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد illusion

      1. noun false appearance; false belief
        Synonyms:
        delusion deception fantasy fallacy misconception misapprehension daydream apparition semblance chimera mirage mockery error image invention seeming confusion ghost myth bubble trip rainbow paramnesia hallucination false impression misimpression make-believe head trip virtual reality figment of imagination optical illusion false belief idolism pipe dream fool’s paradise hocus-pocus ignus fatuus déjè vu
        Antonyms:
        reality truth fact event certainty

      Collocations

      be under the illusion that

      به غلط تصور کردن، هرز پنداشتن

      have no illusions about something

      درباره‌ی چیزی انتظار بیجا نداشتن

      سوال‌های رایج illusion

      شکل جمع illusion چی میشه؟

      شکل جمع illusion در زبان انگلیسی illusions است.

      ارجاع به لغت illusion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «illusion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/illusion

      لغات نزدیک illusion

      • - illuminist
      • - illus
      • - illusion
      • - illusionism
      • - illusionist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.