صفت تفضیلی:
more chunkyصفت عالی:
most chunkyضخیم، درشت، محکم
He prefers a chunky sweater for the cold winter months.
او برای ماههای سرد زمستان یک ژاکت ضخیم میپسندد.
The geological survey revealed a significant deposit of chunky ore samples within the newly discovered stratum, indicating potential for mineral extraction.
بررسی زمینشناسی، تودهای قابل توجه از نمونههای سنگ معدن درشت را در لایهی تازهکشفشده نشان داد که حاکیاز پتانسیل برای استخراج مواد معدنی است.
chunky pieces of meat
قطعات درشت گوشت
خپل، کپل، چاق و کوتاه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My cat has gotten quite chunky since I started giving her extra treats.
گربهام از وقتی که شروع کردم بهش تشویقی اضافی بدم، خیلی خپل شده است.
Despite their chunky appearance, some species of deep-sea fish have evolved highly efficient metabolic processes to survive in low-nutrient environments.
باوجود ظاهر خپلشان، برخی از گونههای ماهیهای اعماق دریا فرآیندهای متابولیکی بسیار کارآمدی را برای بقا در محیطهای کممغذی تکامل دادهاند.
She has two chunky boys.
او دو پسر کپل دارد.
صفت تفضیلی chunky در زبان انگلیسی more chunky است.
صفت عالی chunky در زبان انگلیسی most chunky است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «chunky» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chunky