آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

      Downtrodden

      ˈdaʊnˌtrɑːdn ˈdaʊnˌtrɒdn

      معنی downtrodden | جمله با downtrodden

      adjective

      زیر پا لگد‌مال‌شده، منکوب‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      the day when the downtrodden farmers took up arms

      روزی که کشاورزان ستم‌دیده سلاح برگرفتند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد downtrodden

      1. adjective afflicted, abused
        Synonyms:
        abused mistreated exploited oppressed maltreated persecuted subjugated overcome suppressed tyrannized helpless needy destitute underdog subservient a slave to at one’s mercy in one’s power under one’s thumb led by the nose in one’s pocket at one’s beck and call have-not distressed at one’s feet underfoot in one’s clutches abject
        Antonyms:
        happy satisfied respected

      سوال‌های رایج downtrodden

      معنی downtrodden به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «downtrodden» در زبان انگلیسی به معنای «ستم‌دیده»، «مظلوم» یا «سرکوب‌شده» است.

      این واژه اغلب برای توصیف افرادی به کار می‌رود که تحت فشار، ظلم یا بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند و فرصت یا توانایی مقابله با شرایط دشوار خود را ندارند. بار معنایی آن معمولاً با احساس بی‌قدرتی، خستگی و ناامیدی همراه است.

      افراد downtrodden معمولاً در زندگی روزمره با محدودیت‌ها و محرومیت‌های مختلف روبه‌رو هستند. این محدودیت‌ها می‌تواند شامل فقر، تبعیض، نبود دسترسی به آموزش و خدمات پایه یا فشار اجتماعی و فرهنگی باشد. چنین افرادی با وجود توانمندی‌ها و استعدادهای خود، به دلیل شرایط بیرونی، فرصتی برای رشد یا پیشرفت ندارند و در نتیجه احساس ناتوانی و سرخوردگی در آن‌ها رایج است.

      در ادبیات و هنر، واژه‌ی downtrodden اغلب برای توصیف قشرهای آسیب‌پذیر جامعه به کار می‌رود. نویسندگان و هنرمندان از این اصطلاح برای برجسته کردن مبارزه‌ی انسان‌ها با نابرابری، ظلم و بی‌عدالتی استفاده می‌کنند. این واژه کمک می‌کند تا مخاطب با شرایط دشوار شخصیت‌ها همدلی کند و عمق رنج و فشارهای اجتماعی را درک نماید.

      از منظر روان‌شناختی، احساس downtrodden بودن می‌تواند پیامدهای عمیقی بر روحیه و انگیزه فرد داشته باشد. کسانی که به طور مداوم تحت فشار یا ظلم قرار می‌گیرند، ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و احساس کنند توان تغییر شرایط را ندارند. شناخت این وضعیت و تلاش برای حمایت از افراد و گروه‌های آسیب‌پذیر اهمیت بالایی دارد.

      downtrodden نه تنها وضعیت فردی بلکه نمادی از فشارها و نابرابری‌های اجتماعی است. این واژه یادآور این است که بسیاری از افراد در جوامع مختلف با چالش‌های ساختاری و تاریخی مواجه هستند و برای رسیدن به زندگی بهتر، نیازمند فرصت، حمایت و تغییر شرایط بیرونی هستند. استفاده از این واژه در زبان انگلیسی باعث می‌شود که توجه و همدلی نسبت به کسانی که تحت فشار و ستم‌اند، جلب شود.

      ارجاع به لغت downtrodden

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «downtrodden» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/downtrodden

      لغات نزدیک downtrodden

      • - downtown
      • - downtrend
      • - downtrodden
      • - downturn
      • - downward
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.