با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Linear

ˈlɪniər ˈlɪniə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more linear
  • صفت عالی:

    most linear
  • adjective
    خطی، طولی، دراز، باریک، کشیده
  • adjective
    خطی
    • - linear array
    • - آرایه‌ی کشایی
    • - linear design
    • - طرح خط دار(رجی)
    • - A wire can be a linear conductor.
    • - سیم می‌تواند یک رسانای طولی باشد.
    • - a linear leaf
    • - برگ دراز
    • - linear circuit
    • - مدار خطی
    • - linear equation
    • - معادله‌ی کشایی، معادله‌ی خطی
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت linear

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «linear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/linear

لغات نزدیک linear

پیشنهاد و بهبود معانی