Overworked

ˌoʊvərˈwɜːrkt ˌəʊvəˈwɜːkt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    overworks
  • وجه وصفی حال:

    overworking

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

adjective C1
بیش‌ازحد کار کرده، فرسوده، بسیار خسته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- an overworked doctor
- دکتری که بیش‌ازحد کار کرده است
- They’re overworked.
- آن‌ها از شدت کار زیاد فرسوده شدند.
adjective
تکراری، کلیشه‌ای، بیش‌ازحد مورد استفاده قرار گرفته
- overworked metaphors
- استعاره‌های کلیشه‌ای
- The article was full of overworked expressions.
- مقاله پر از عبارات تکراری و کلیشه‌ای بود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد overworked

  1. adjective worn out
    Synonyms:
    exhausted fatigued stressed strained burned out stressed out overtaxed overburdened overloaded tense under stress

لغات هم‌خانواده overworked

ارجاع به لغت overworked

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «overworked» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/overworked

لغات نزدیک overworked

پیشنهاد بهبود معانی