آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ دی ۱۴۰۲

      Published

      ˈpʌblɪʃt ˈpʌblɪʃt

      سوم‌شخص مفرد:

      publishes

      وجه وصفی حال:

      publishing

      معنی published | جمله با published

      adjective B1

      (کتاب یا مجله یا مقاله یا قطعه‌ی موسیقی یا داده یا اطلاعات و غیره) منتشرشده، چاپ‌شده، انتشاریافته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I found a rare, published manuscript at the library.

      یک نسخه‌ی خطی چاپ‌شده‌ی کمیاب را در کتابخانه پیدا کردم.

      The published report contained valuable information for investors.

      گزارش منتشرشده شامل اطلاعات ارزشمندی برای سرمایه‌گذاران بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      published data

      اطلاعات منتشرشده

      published book

      کتاب چاپ‌شده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد published

      1. adjective prepared and printed for distribution and sale
        Synonyms:
        printed released broadcast circulated made public made known spread abroad presented written disseminated divulged proclaimed given publicity ventilated voiced offered propagated pronounced appeared made current noised abroad brought before the public blazoned promulgated given to the world got-out coming-forth seeing the light
        Antonyms:
        unknown unpublished unwritten
      1. verb to make known
        Synonyms:
        announced declared released exposed broadcasted advertized issued divulged circulated proclaimed printed propagated promulgated vented blazoned annunciated
      1. verb to be the author of (a published work or works)
        Synonyms:
        written penned
      1. verb prepare and issue for public distribution or sale
        Synonyms:
        distributed released issued printed reprinted written
      1. verb have (one's written work) issued for publication
        Synonyms:
        written wrote pent
      1. verb to bring to the public attention; announce.
        Synonyms:
        announced

      لغات هم‌خانواده published

      noun
      publisher, publishing
      adjective
      published
      verb - transitive
      publish

      سوال‌های رایج published

      وجه وصفی حال published چی میشه؟

      وجه وصفی حال published در زبان انگلیسی publishing است.

      سوم‌شخص مفرد published چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد published در زبان انگلیسی publishes است.

      ارجاع به لغت published

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «published» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/published

      لغات نزدیک published

      • - publish research
      • - publishable
      • - published
      • - publisher
      • - publishers' clearinghouse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.