شکل جمع:
termagantsناپسند سلیطه، دعوایی، پتیاره، جاروجنجالبهپاکن، دادوبیدادکن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
At family gathering, the termagant made everyone uncomfortable.
در دورهمی خانوادگی، زن سلیطه، همه را ناراحت کرد.
His mother-in-law was such a termagant that even small disagreements turned into loud quarrels.
مادرزنش آنقدر زنی دعواییای بود که حتی اختلافات کوچک هم به دعواهای پرسر و صدا تبدیل میشدند.
شکل جمع termagant در زبان انگلیسی termagants است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «termagant» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/termagant