آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۲

    Trader

    ˈtreɪdər ˈtreɪdə

    شکل جمع:

    traders

    معنی trader | جمله با trader

    noun countable C2

    تاجر، بازرگان، کاسب

    cotton traders

    تاجران پنبه

    The trader negotiated with suppliers to get the best prices for his merchandise.

    بازرگان با تأمین‌کنندگان مذاکره کرد تا بهترین قیمت‌ها را برای کالاهایش دریافت کند.

    noun countable

    اقتصاد معامله‌گر، تریدر، سرمایه‌گذار کوتاه‌مدت (در بورس و رمزارزها)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The trader was able to make a significant profit by buying and selling stocks within a short period of time.

    معامله‌گر توانست با خرید و فروش سهام در مدت زمان کوتاهی سود قابل توجهی به دست آورد.

    The trader's portfolio consisted of a diverse range of cryptocurrencies.

    پرتفوی تریدر مشتمل بر طیف متنوعی از رمزارزها بود.

    noun countable

    کشتی تجاری، کشتی بازرگانی

    The trader sailed along the coast, stopping at various ports.

    کشتی تجاری در امتداد ساحل حرکت کرد و در بنادر مختلف توقف کرد.

    The captain of the trader was experienced in navigating through treacherous waters.

    ناخدای کشتی بازرگانی در عبور از آب‌های ناامن باتجربه بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trader

    1. noun a person engaged in buying and selling
      Synonyms:
      dealer seller salesman salesperson merchant businessperson shopkeeper tradesman merchandiser speculator bargainer trafficker monger stockbroker barterer ship

    لغات هم‌خانواده trader

    noun
    trade, trader, trading
    verb - transitive
    trade

    سوال‌های رایج trader

    شکل جمع trader چی میشه؟

    شکل جمع trader در زبان انگلیسی traders است.

    ارجاع به لغت trader

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «trader» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/trader

    لغات نزدیک trader

    • - trade-off
    • - trademark
    • - trader
    • - tradescantia
    • - tradesfolk
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    about to abroach abut grow up accept an offer act as a referee laptop act up à la carte actuary hallway character assassination lemma adversity administer تلفظ کردن تمیز و مرتب تن صدا تنه درخت تهدید تهدید کردن تهمت زدن توجه به شرطی که به‌صورت به‌طوری که به طور کامل به مدت یک سال به ندرت به وسیله
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.