آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مرداد ۱۴۰۴

    Wreak Havoc

    معنی wreak havoc | جمله با wreak havoc

    collocation idiom

    خرابی به‌ بار آوردن، خراب کردن، مصیبت ایجاد کردن، تباه کردن، نابود کردن، ویران کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    A powerful tornado wreaked havoc on the small village.

    گردبادی قدرتمند، روستای کوچک را ویران کرد.

    The virus wreaked havoc on my computer.

    ویروس، کامپیوترم را خراب کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wreak havoc

    1. verb cause destruction
      Synonyms:
      destroy ruin devastate wreck ravage lay waste despoil desolate create chaos play mischief with

    سوال‌های رایج wreak havoc

    معنی wreak havoc به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «wreak havoc» در زبان فارسی به «ویرانی به بار آوردن» یا «خرابی ایجاد کردن» ترجمه می‌شود.

    «wreak havoc» یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که برای توصیف ایجاد آشفتگی، خسارت یا نابسامانی شدید در یک مکان، شرایط یا حتی یک سیستم به کار می‌رود. این عبارت معمولاً زمانی استفاده می‌شود که تأثیرات منفی به شکلی گسترده و محسوس بروز پیدا می‌کند، خواه ناشی از عوامل طبیعی مانند طوفان و زلزله باشد، یا حاصل فعالیت‌های انسانی مانند جنگ، شورش یا اقدامات بی‌ملاحظه. نکته‌ی مهم در کاربرد این عبارت، شدت و گستردگی اثر آن است؛ «wreak havoc» تنها به آسیب‌های جزئی اشاره ندارد، بلکه به نوعی تخریب یا آشفتگی بزرگ و جدی دلالت می‌کند.

    از نظر ساختاری، «wreak» به معنای «به بار آوردن» یا «سبب شدن» است و ریشه‌ای کهن در زبان انگلیسی دارد که به مفاهیمی چون «انتقام گرفتن» و «اعمال کردن قدرت» نیز مرتبط بوده است. «havoc» نیز به معنای «ویرانی» یا «هرج‌ومرج» است و در گذشته در زبان انگلیسی نظامی، حتی به عنوان فرمانی برای آغاز غارت در میدان جنگ به کار می‌رفته است. ترکیب این دو واژه در کنار هم، قدرت تصویری بالایی دارد و به‌طور هم‌زمان هم علت (wreak) و هم معلول (havoc) را بیان می‌کند.

    در ادبیات و روزنامه‌نگاری، «wreak havoc» ابزاری مؤثر برای ایجاد تصویر ذهنی قوی است. روزنامه‌نگاران از این اصطلاح برای توصیف پیامدهای فاجعه‌بار رویدادها استفاده می‌کنند، مثلاً: The storm wreaked havoc on the coastal towns، یعنی «طوفان ویرانی بزرگی در شهرهای ساحلی به بار آورد». این ساختار باعث می‌شود خواننده نه‌تنها رویداد، بلکه شدت اثر آن را نیز به وضوح احساس کند.

    از نظر معنای استعاری، «wreak havoc» می‌تواند در حوزه‌هایی غیر از تخریب فیزیکی هم استفاده شود. برای مثال، می‌توان گفت: Misinformation can wreak havoc on public trust، یعنی «اطلاعات نادرست می‌تواند اعتماد عمومی را نابود کند». در این کاربرد، «havoc» به معنای اختلال یا آسیب عمیق در یک سیستم یا رابطه به کار می‌رود، که لزوماً قابل مشاهده به شکل فیزیکی نیست.

    «wreak havoc» اصطلاحی است که با وجود سادگی، قدرت بیان بالایی دارد و هم در زمینه‌های واقعی و عینی و هم در مفاهیم استعاری و انتزاعی قابل استفاده است. این عبارت با ایجاد تصویری روشن از علت و اثر، ابزاری مؤثر در زبان برای بیان تأثیرات شدید و گسترده باقی می‌ماند.

    ارجاع به لغت wreak havoc

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wreak havoc» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wreak-havoc-with-something

    لغات نزدیک wreak havoc

    • - wrathy
    • - wreak
    • - wreak havoc
    • - wreakful
    • - wreath
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.