ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Castle

ˈkæsl ˈkɑːsl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    castled
  • شکل سوم:

    castled
  • سوم شخص مفرد:

    castles
  • وجه وصفی حال:

    castling
  • شکل جمع:

    castles

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable A2
    کاخ، قلعه، قصر، دژ
    • - The Allamut castle is in the Alborz mountains.
    • - قلعه‌ی الموت در کوه‌های البرز است.
    • - Windsor castle
    • - کاخ ویندسر
  • noun
    (در شطرنج) رخ
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد castle

  1. noun magnificent home, often for royalty
    Synonyms: acropolis, alcazar, château, citadel, donjon, estate house, fasthold, fastness, fort, fortification, fortress, hold, keep, manor, mansion, palace, peel, safehold, seat, stronghold, tower, villa

Idioms

ارجاع به لغت castle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «castle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/castle

لغات نزدیک castle

پیشنهاد بهبود معانی