آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ مرداد ۱۴۰۵

      Dutch

      dʌtʃ dʌtʃ

      شکل جمع:

      dutches

      معنی Dutch | جمله با Dutch

      adjective B2

      هلندی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The Dutch artist painted a beautiful landscape.

      آن هنرمند هلندی یک منظره‌ی زیبا نقاشی کرد.

      We visited several traditional Dutch villages.

      ما از چندین روستای سنتی هلندی دیدن کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She prefers Dutch cheese on her sandwiches.

      او پنیر هلندی را روی ساندویچ‌هایش ترجیح می‌دهد.

      The guide explained Dutch customs and traditions.

      راهنما آداب‌ورسوم هلندی را توضیح داد.

      noun uncountable B2

      زبان‌شناسی زبان هلندی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She speaks Dutch fluently.

      او به‌طور روان به زبان هلندی صحبت می‌کند.

      Dutch is spoken in the Netherlands and parts of Belgium.

      زبان هلندی در هلند و بخش‌هایی از بلژیک صحبت می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I am learning Dutch at school.

      من در مدرسه درحال یادگیری زبان هلندی هستم.

      He wrote a letter in Dutch to his friend.

      او نامه‌ای به زبان هلندی برای دوستش نوشت.

      adverb

      به‌صورت دونگی

      شکل نوشتاری دیگر: dutch

      Let's go Dutch on dinner tonight.

      بیایید امشب برای شام به‌صورت دونگی هزینه‌ها را پرداخت کنیم.

      They always go Dutch when they eat out together.

      آن‌ها همیشه وقتی با هم غذا می‌خورند، به‌صورت دونگی هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He suggested they go Dutch, and she agreed.

      او پیشنهاد کرد که به‌صورت دونگی پرداخت کنند و او موافقت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد Dutch

      1. noun The people of the Netherlands
        Synonyms:
        Dutch people
      1. noun a difficult, often embarrassing situation or condition
        Synonyms:
        trouble difficulty spot predicament dilemma plight scrape bind fix jam hole corner box soup hot water deep water hot spot pickle quagmire

      Collocations

      the dutch

      1- هلندیها، مردم هلند 2- هلندی نژادان ساکن پنسیلوانیا 3- (مهجور) آلمانها، مردم آلمان

      Idioms

      go dutch

      دنگی حساب کردن، پیکی حساب کردن

      in dutch

      (عامیانه) مغضوب

      سوال‌های رایج Dutch

      شکل جمع dutch چی میشه؟

      شکل جمع dutch در زبان انگلیسی dutches است.

      ارجاع به لغت Dutch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «Dutch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dutch

      لغات نزدیک Dutch

      • - dusty
      • - dusty miller
      • - Dutch
      • - dutch belted
      • - dutch bob (or boy)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.