کار سخت، تلاش فیزیکی زیاد، زورِ بازو، عرقریزی، جان کندن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The job won't finish itself; it needs elbow grease.
این کار خودبهخود تمام نمیشود؛ نیاز به زورِ بازو دارد.
They finished the renovation through sheer elbow grease.
آنها بازسازی را با جان کندن به پایان رساندند.
Don't expect magic, this job takes elbow grease.
انتظار معجزه نداشته باش، این کار به تلاش فیزیکی زیاد نیاز دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «elbow grease» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/elbow grease