آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

    Indebted

    ɪnˈdetɪd ɪnˈdetɪd

    معنی indebted | جمله با indebted

    adjective

    بدهکار، مدیون، مرهون، رهین منت، ممنون

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    He was heavily indebted to the bank.

    او سخت به بانک مقروض بود.

    I feel indebted to my parents.

    خود را مدیون والدینم می‌دانم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد indebted

    1. adjective under an obligation
      Synonyms:
      obligated liable responsible bound obliged accountable answerable for in debt beholden owing duty-bound chargeable owed grateful thankful bounden appreciative honor-bound hooked in hock
      Antonyms:
      paid settled

    سوال‌های رایج indebted

    معنی indebted به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی indebted در زبان فارسی به «مدیون» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «مدیون» برای اشاره به کسی به‌کار می‌رود که به دلیل دریافت کمک، لطف، خدمات یا پول از دیگری، نوعی بدهی یا تعهد اخلاقی یا مالی دارد. این کلمه می‌تواند هم بار مالی داشته باشد و هم معنای غیرمادی، مانند احساس قدردانی و تعلق خاطر. در بسیاری از متون ادبی و رسمی، «indebted» به عنوان توصیفی برای شخصی که نسبت به دیگری موظف یا مرهون است، به کار می‌رود و نشان‌دهنده‌ی وابستگی یا نیاز به جبران لطف و کمک دیگران است.

    در جنبه‌ی اخلاقی و اجتماعی، وقتی گفته می‌شود «I am deeply indebted to my teacher»، منظور این است که شخص احساس می‌کند به معلم خود به خاطر آموزش، راهنمایی و حمایت‌های او مدیون است. این نوع استفاده نه تنها بار مالی ندارد، بلکه نشان‌دهنده‌ی احترام، قدرشناسی و تعهد به پاسخگویی به نیکی و حمایت دیگران است. در بسیاری از فرهنگ‌ها، این احساس مدیون بودن می‌تواند عامل تقویت روابط انسانی و تعامل مثبت بین افراد باشد.

    از نظر مالی، «indebted» به فرد یا سازمانی اشاره دارد که بدهی دارد و مسئول بازپرداخت آن است. به عنوان مثال، جمله‌ی «The company is heavily indebted» بیانگر آن است که شرکت بدهی زیادی دارد و باید آن را مدیریت و بازپرداخت کند. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت برنامه‌ریزی مالی، مدیریت منابع و رعایت تعهدات اقتصادی است.

    در متون رسمی، ادبی یا حتی گفتار روزمره، «indebted» اغلب با قیدهایی مانند «deeply»، «greatly» یا «forever» همراه می‌شود تا شدت بدهکاری یا تعهد اخلاقی را نشان دهد. این ترکیب‌ها باعث می‌شوند پیام نوشته یا گفته تأثیرگذارتر شده و حس احترام یا اهمیت بدهی را بهتر منتقل کند.

    همچنین، این واژه می‌تواند نقش مهمی در توصیف روابط پیچیده‌ی انسانی داشته باشد. وقتی فردی احساس می‌کند مدیون دیگری است، ممکن است رفتارهایش تحت تأثیر این حس قرار گیرد، از جمله تلاش برای جبران لطف، رعایت تعهدات یا حمایت از شخص مقابل. «indebted» علاوه بر بیان حالت بدهکاری، می‌تواند بار روانی و اجتماعی قابل توجهی نیز داشته باشد و نشان‌دهنده‌ی تعهد و مسئولیت‌پذیری فرد باشد.

    ارجاع به لغت indebted

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «indebted» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/indebted

    لغات نزدیک indebted

    • - indagation
    • - indamine
    • - indebted
    • - indebtedness
    • - indecency
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.