آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Maiden

      ˈmeɪdn ˈmeɪdn

      شکل جمع:

      maidens

      معنی maiden | جمله با maiden

      noun countable

      ادبی دختر، دوشیزه

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The knight vowed to protect the maiden.

      شوالیه قول داد که از دختر محافظت کند.

      The young maiden was known for her beauty and charm.

      دوشیزه‌ی جوان به زیبایی و جذابیت معروف بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She remained a maiden for the rest of her life.

      تا آخر عمر دوشیزه باقی ماند.

      noun countable

      ورزش (کریکت) ضربه‌ی اول

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      He was determined to break the opposition's maiden.

      او مصمم بود که ضربه‌ی اول رقیب را دفع کند.

      He delivered a perfect maiden.

      ضربه‌ی اول عالی‌ای را زد.

      adjective

      نخستین، اولین

      the newly-made ship's maiden voyage

      نخستین سفر کشتی تازه‌ساخت

      his maiden speech

      اولین نطق او

      adjective

      مربوط به دوران دختری، مربوط به دوران دوشیزگی

      her maiden loveliness

      زیبایی دخترانه‌ی او

      maiden innocence

      معصومیت دخترانه

      adjective

      شوهرنکرده، ازدواج‌نکرده، مجرد (دختر)

      His maiden aunt died recently.

      عمه‌ی شوهرنکرده‌ی او اخیراً فوت کرد.

      The maiden girl blushed when the handsome stranger complimented her.

      وقتی غریبه‌ی خوش‌تیپ از او تعریف کرد، دختر مجرد سرخ شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد maiden

      1. adjective earliest
        Synonyms:
        first new original initial primary beginning introductory inaugural fresh untried unused untapped intact unbroached initiatory prime pioneer
        Antonyms:
        final latest concluding

      سوال‌های رایج maiden

      شکل جمع maiden چی میشه؟

      شکل جمع maiden در زبان انگلیسی maidens است.

      ارجاع به لغت maiden

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «maiden» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/maiden

      لغات نزدیک maiden

      • - maid of honour
      • - maid of orléans
      • - maiden
      • - maiden name
      • - maiden speech
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.