آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Mill

      mɪl mɪl

      گذشته‌ی ساده:

      milled

      شکل سوم:

      milled

      سوم‌شخص مفرد:

      mills

      وجه وصفی حال:

      milling

      شکل جمع:

      mills

      معنی mill | جمله با mill

      noun verb - transitive adverb countable C1

      آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره‌دار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Farmers took their wheat to the local mill.

      کشاورزان گندم خود را به آسیاب محل می‌بردند.

      water mill

      آسیاب آبی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      windmill

      آسیاب بادی

      a coffee mill

      آسیاب قهوه، قهوه‌خرد‌کن

      a cider mill

      دستگاه آب‌سیب‌گیری

      a bone mill

      دستگاه استخوان‌خردکن

      a cane mill

      دستگاه شهدگیری از نیشکر

      a textile mill

      کارخانه‌ی نساجی

      a paper mill

      کارخانه‌ی کاغذسازی

      a steel mill

      کارخانه‌ی پولادسازی

      a sawmill

      کارخانه‌ی چوب‌بری

      a diploma mill

      کارخانه‌ی دیپلم‌سازی

      a propaganda mill

      دستگاه دروغ‌پراکنی

      A divorce mill.

      محلی که در آن اخذ طلاق به‌سرعت و سهولت انجام می‌پذیرد.

      We milled the corn coarse.

      ذرتها را درشت آسیا کردیم.

      milled barley

      جو آسیاب‌کرده

      People were milling around in the railway station.

      در ایستگاه راه‌آهن مردم درهم میلولیدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mill

      1. noun factory
        Synonyms:
        plant shop works manufactory foundry sweatshop
      1. verb grind
        Synonyms:
        crush pound press grate powder granulate pulverize comminute

      Collocations

      in the mill

      در دست ساختمان یا آماده‌سازی

      Idioms

      mill hand

      کارگر کارخانه

      through the mill

      (به‌ویژه در امور آموزشی) از آزمون سخت (گذشتن)

      سوال‌های رایج mill

      گذشته‌ی ساده mill چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mill در زبان انگلیسی milled است.

      شکل سوم mill چی میشه؟

      شکل سوم mill در زبان انگلیسی milled است.

      شکل جمع mill چی میشه؟

      شکل جمع mill در زبان انگلیسی mills است.

      وجه وصفی حال mill چی میشه؟

      وجه وصفی حال mill در زبان انگلیسی milling است.

      سوم‌شخص مفرد mill چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mill در زبان انگلیسی mills است.

      ارجاع به لغت mill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mill

      لغات نزدیک mill

      • - milky disease
      • - milky way
      • - mill
      • - mill about
      • - mill around
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.