آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Offending

      əˈfendɪŋ əˈfendɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      offended

      شکل سوم:

      offended

      سوم‌شخص مفرد:

      offends

      معنی offending | جمله با offending

      adjective

      مخرب، مشکل‌ساز، دردسرساز، باعث رنجش، مایه‌ی دلخوری، توهین‌آمیز

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She eliminated the offending foods from her diet.

      او غذاهای مخرب را از رژیم غذایی خود حذف کرد.

      offending behavior

      رفتار توهین‌آمیز

      adjective

      متخلف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      "tougher penalties for offending motorists"

      مجازات‌های سخت‌گیرانه‌تر برای رانندگان متخلف

      the offending companies

      شرکت‌های متخلف

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد offending

      1. verb strike with disgust or revulsion
        Synonyms:
        upsetting annoying irritating disturbing shocking insulting hurting harming injuring attacking displeasing angering provoking aggravating vexing outraging bruising wounding cutting mortifying repelling sickening appalling scandalizing dishonoring exasperating incensing nettling piquing miffing chagrining aggrieving abusing revolting affronting transgressing sinning trespassing erring
      1. verb displease, insult
        Synonyms:
        displeasing
        Antonyms:
        pleasing delighting complimenting
      1. verb cause to feel resentment or indignation
        Synonyms:
        insulting affronting outraging piquing miffing huffing
      1. verb act in disregard of laws, rules, contracts, or promises
        Synonyms:
        violating breaching breaking transgressing
      1. adjective offending against or breaking a law or rule
        Antonyms:
        unoffending

      لغات هم‌خانواده offending

      noun
      offense, offender, offensive, offensiveness
      adjective
      offensive, offended, offending
      verb - transitive
      offend
      adverb
      offensively

      سوال‌های رایج offending

      گذشته‌ی ساده offending چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده offending در زبان انگلیسی offended است.

      شکل سوم offending چی میشه؟

      شکل سوم offending در زبان انگلیسی offended است.

      سوم‌شخص مفرد offending چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد offending در زبان انگلیسی offends است.

      ارجاع به لغت offending

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «offending» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/offending

      لغات نزدیک offending

      • - offended
      • - offender
      • - offending
      • - offense
      • - offense is the best defense
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.