آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ آذر ۱۴۰۴

      Orange

      ˈɔː- / / ˈɑː- ˈɒrəndʒ

      شکل جمع:

      oranges

      صفت تفضیلی:

      more orange

      صفت عالی:

      most orange

      معنی orange | جمله با orange

      noun countable A1

      میوه پرتقال

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی میوه

      مشاهده

      I love the taste of a fresh orange.

      من عاشق طعم پرتقال تازه هستم.

      He prefers orange juice over apple juice in the morning.

      او صبح‌ها آب‌پرتقال را به آب‌سیب ترجیح می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Orange is a delicious fruit packed with vitamin C.

      پرتقال میوه‌ای خوش‌مزه و سرشار از ویتامین C است.

      noun

      درخت گیاه‌شناسی درخت پرتقال

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی درخت

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Birds often nest in the branches of the orange.

      پرندگان اغلب روی شاخه‌های درخت پرتقال لانه می‌سازند.

      The orange had attracted many birds and butterflies.

      درخت پرتقال پرندگان و پروانه‌های زیادی را به خود جذب کرده بود.

      adjective

      رنگ نارنجی، پرتقالی

      orange, نارنجی، پرتقالی
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      Orange is a popular choice for fall decorations.

      نارنجی انتخاب محبوبی برای دکوراسیون پاییزی است.

      His favorite color is orange, which symbolizes energy and enthusiasm.

      رنگ موردعلاقه‌ی او نارنجی است که نماد انرژی و اشتیاق است.

      adjective A1

      نارنجی، نارنجی‌رنگ، به‌ رنگ نارنجی

      He bought an orange backpack for school.

      او برای مدرسه یک کوله‌پشتی نارنجی خرید.

      She had decorated the table with orange flowers for the event.

      او برای مراسم میز را با گل‌های نارنجی‌رنگ تزئین کرده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد orange

      1. noun, adjective combination of red and yellow
        Synonyms:
        red-yellow coral salmon peach tangerine carrot apricot cantaloupe bittersweet titian

      Collocations

      orange oil

      روغن نارنج

      سوال‌های رایج orange

      معنی orange به فارسی چی میشه؟

      واژه "orange" در زبان انگلیسی چندین معنی و کاربرد دارد که می‌توان آن را در زمینه‌های مختلف بررسی کرد. در ادامه به توضیح معانی، نکات جالب و کاربردهای این واژه می‌پردازیم.

      ۱. معانی اصلی

      الف. رنگ نارنجی:

      یکی از معانی اصلی "orange" به رنگ نارنجی اشاره دارد. این رنگ در دایره رنگ‌ها بین قرمز و زرد قرار دارد. رنگ نارنجی معمولاً با احساسات شادابی، انرژی و گرما مرتبط است. در فرهنگ‌های مختلف، این رنگ نماد خلاقیت، شادی و خوشحالی است. به طور مثال، در فرهنگ هندی، رنگ نارنجی نماد روحانیت و تقدس است.

      ب. میوه پرتقال:

      معنی دیگر "orange" به میوه‌ای با همین نام اشاره دارد. میوه پرتقال یکی از میوه‌های معروف و محبوب در سراسر جهان است. این میوه دارای طعمی شیرین و ترش است و منبع غنی ویتامین C می‌باشد. پرتقال به عنوان یک منبع طبیعی آنتی‌اکسیدان به شمار می‌رود و مصرف آن به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند.

      ۲. نکات جالب

      الف. تاریخچه:

      Orange به عنوان یک رنگ و میوه، تاریخچه‌ای طولانی دارد. این میوه در اصل از جنوب شرق آسیا نشأت گرفته و به تدریج به سایر نقاط جهان معرفی شده است. نام "orange" از واژه عربی "نارنج" گرفته شده و سپس به زبان‌های دیگر منتقل شده است.

      ب. استفاده در هنر:

      رنگ نارنجی در هنر و طراحی بسیار کاربردی است. هنرمندان از این رنگ برای جلب توجه و ایجاد احساسات مختلف استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، در طراحی داخلی، رنگ نارنجی می‌تواند فضایی گرم و دوستانه ایجاد کند.

      ج. نمادها و معانی فرهنگی:

      در بسیاری از فرهنگ‌ها، رنگ نارنجی نماد دوستی، خوشحالی و خوشبختی است. در فرهنگ‌های شرقی، به ویژه در هند، رنگ نارنجی نشان‌دهنده تقدس و پاکی است و در مراسم مذهبی و جشن‌های هندوها به کار می‌رود.

      ۳. کاربردهای دیگر

      الف. صنایع غذایی:

      علاوه بر مصرف مستقیم میوه پرتقال، این میوه در صنایع غذایی نیز کاربرد گسترده‌ای دارد. آب‌پرتقال یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌ها در جهان است و در تهیه انواع دسرها و شیرینی‌ها نیز استفاده می‌شود.

      ب. سلامت:

      مصرف میوه پرتقال به دلیل وجود ویتامین C و آنتی‌اکسیدان‌ها به افزایش سلامتی و پیشگیری از بیماری‌ها کمک می‌کند. همچنین، این میوه به بهبود هضم و سلامت پوست نیز کمک می‌کند.

      ج. طراحی و مد:

      در دنیای مد و طراحی، رنگ نارنجی به عنوان یک رنگ برجسته و جذاب شناخته می‌شود. طراحان مد از این رنگ برای ایجاد لباس‌ها و اکسسوری‌های چشم‌نواز استفاده می‌کنند.

      شکل جمع orange چی میشه؟

      شکل جمع orange در زبان انگلیسی oranges است.

      صفت تفضیلی orange چی میشه؟

      صفت تفضیلی orange در زبان انگلیسی more orange است.

      صفت عالی orange چی میشه؟

      صفت عالی orange در زبان انگلیسی most orange است.

      ارجاع به لغت orange

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «orange» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/orange

      لغات نزدیک orange

      • - orally
      • - oran
      • - orange
      • - orange hawkweed
      • - orange juice
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.