شکل جمع:
proponentsطرفدار، حامی، مدافع، هوادار، پشتیبان، خواهان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She is a leading proponent of environmental conservation.
او یکی از طرفداران اصلی حفاظت از محیطزیست است.
Proponents of remote learning argue that it offers students greater flexibility and independence.
طرفداران آموزش از راه دور استدلال میکنند که این روش انعطافپذیری و استقلال بیشتری به دانشآموزان میدهد.
I am a strong proponent of using technology in schools to make education more engaging.
من از حامیان سرسخت استفاده از فناوری در مدارس برای جذابتر کردن آموزش هستم.
one of the proponents of reforming the election laws
یکی از هواداران اصلاح قانون انتخابات
a proponent of women's rights
خواهان حقوق زنان
He has long been a proponent of renewable energy.
او مدتهاست که حامی انرژیهای تجدیدپذیر است.
شکل جمع proponent در زبان انگلیسی proponents است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «proponent» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/proponent