Self-explanatory

selfɪkˈsplænətr̩i selfɪkˈsplænətr̩i
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    بدیهی، آشکار، گویا، واضح، مبرهن، بی‌نیاز از توضیح، روشن
    • - Fast Dictionary application has a self-explanatory interface.
    • - رابط‌ کاربری اپلیکیشن فست‌دیکشنری بی‌نیاز از توضیح است.
    • - The diagram in the textbook was self-explanatory, allowing the students to understand the concept without needing further explanation.
    • - نمودار موجود در کتاب درسی واضح و گویا بود و به دانش‌آموزان امکان می‌داد تا مفهوم را بدون نیاز به توضیح بیشتر درک کنند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد self-explanatory

  1. adjective obvious
    Synonyms: apparent, axiomatic, clear, comprehensible, incontrovertible, inescapable, manifest, patently true, plain, prima facie, undeniable, understandable, unmistakable, unquestionable, visible
    Antonyms: obscure, questionable

ارجاع به لغت self-explanatory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «self-explanatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/self-explanatory

لغات نزدیک self-explanatory

پیشنهاد بهبود معانی