آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ خرداد ۱۴۰۳

      Sew

      soʊ səʊ

      گذشته‌ی ساده:

      sewed

      شکل سوم:

      sewn

      سوم‌شخص مفرد:

      sews

      وجه وصفی حال:

      sewing

      معنی sew | جمله با sew

      verb - transitive verb - intransitive B1

      دوختن، دوزندگی کردن، خیاطی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      She sews her own clothes.

      او لباس‌هایش را خودش می‌دوزد.

      Javad sews for a living.

      جواد برای امرارمعاش خیاطی می‌کند.

      verb - transitive B1

      کوک زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      Can you sew this button back on for me?

      آیا می‌توانید این دکمه را برای من دوباره کوک بزنید؟

      I need to sew up this tear in my pants before wearing them.

      من باید قبل‌از پوشیدن، این پارگی در شلوارم را کوک بزنم.

      verb - intransitive verb - transitive

      پزشکی بخیه زدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The surgeon had to sew up the deep laceration on his patient's arm.

      جراح مجبور شد پارگی عمیق روی بازوی بیمارش را بخیه بزند.

      The surgeon had to sew up the wound after the accident.

      جراح بعداز تصادف مجبور شد زخم را بخیه بزند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sew

      1. verb prepare fabric for clothing, covering
        Synonyms:
        stitch fasten piece seam tailor bind tack baste work embroider
        Antonyms:
        tear rip

      Phrasal verbs

      sew up

      درز گرفتن، دوختن

      منحصر کردن

      حتما برنده بودن، با موفقیت به انجام رساندن

      سوال‌های رایج sew

      گذشته‌ی ساده sew چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sew در زبان انگلیسی sewed است.

      شکل سوم sew چی میشه؟

      شکل سوم sew در زبان انگلیسی sewn است.

      وجه وصفی حال sew چی میشه؟

      وجه وصفی حال sew در زبان انگلیسی sewing است.

      سوم‌شخص مفرد sew چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sew در زبان انگلیسی sews است.

      ارجاع به لغت sew

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sew» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sew

      لغات نزدیک sew

      • - sevin
      • - sèvres
      • - sew
      • - sew up
      • - sewage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.