جدی، موقر، نجیب، منطقی و بدون شوخی (کسی که رفتار یا نگرشی سنجیده و متین دارد)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the jokes, she remained sobersided and focused on the task.
با وجود شوخیها، او جدی ماند و روی کار تمرکز کرد.
He gave a sobersided analysis of the situation, avoiding any exaggeration.
او تحلیلی جدی و سنجیده از وضعیت ارائه داد و از اغراق پرهیز کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sobersided» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sobersided